كميته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر |
Student committee of human rights reporters
|
|
درباره وبلاگ
![]() بخش انگليسي
|
سرکوب جامعه مدنی را متوقف کنید
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲۸5-۲۰۰۷ تاریخ: 13/4/1385 بعدازظهر یکشنبه 10 تیرماه مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به محل کار محمد صدیق کبودوند، وی را بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل کردند. بازداشت این فعال حقوق بشردر حالی صورت میگیرد که در طی ماههای گذشته فشار بر نهادهای مستقل حقوق بشری بطور محسوسی افزایش یافته است و دستگاه امنیتی با احضار و تهدید فعالان حقوق بشر، تلاش دارد اطلاع رسانی آنان را به کنترل خود درآورد. محمد صدیق کبودوند در فروردین ماه 1384 با بنا نهادن سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان گام موثری را در جهت بازتاب شرایط ناگوار و نقض حقوق بشر در کردستان برداشت. بازداشت کبودوند درشرایطی انجام می شود که وی پیش از این از سوی دادگاهی در سنندج به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و به نظر می رسد بازداشت مجدد ایشان در راستای پرونده سازی جدید برای او صورت گرفته است. از سوی دیگر پس از صدور احکام سنگین برای فعالان جنبش زنان و اعمال فشارهای قضایی در جهت جلوگیری ازاشاعه خواستههای زنان در سطح جامعه، قاضی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب در حکمی سنگین و غیرمنتظره دلارام علی، فعال جنبش زنان و دانشجوی دانشگاه تهران را به 2 سال و 10 ماه حبس تعزیری و 10 ضربه شلاق محکوم کرد. این فعال زن که در جریان تجمع 22 خرداد ماه سال گذشته از سوی نیروهای انتظامی حاضر در محل مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بود، پس از آزادی شکایتی را علیه برخورد خشن نیروهای انتظامی که منجر به شکستن دست وی شده بود مطرح کرد، اما تاكنون نه تنها به شکایت او پاسخی داده نشده بلکه يكي از سنگینترین احکام در طی سالهای اخیر برای وی صادر گشت. دانشجویان دانشگاه امیرکبیربا اتمام دوره امتحانات دانشگاهها، همچنان در بازداشت به سر میبرند و خانوادهها و وکلای آنان تاکنون امکان تماس با آنها را بدست نیاوردهاند. این درحالی است که از روزهای نخستین بازداشت، دستگاه قضایی از پیگیری پرونده این دانشجویان در روزهای آتی خبر داده بود، اما به نظرمی رسد با فروکش کردن دامنه اعتراضات در مورد دانشجویان بازداشت شده و سكوت گروهها و جريانهاي سياسي، وزارت اطلاعات قصدی بر آزادی آنان ندارد. روزنامه هم میهن به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی و سردبيري محمد قوچاني روز گذشته در حالي از سوی دادستانی توقیف شد كه تنها دو ماه از بازگشايي مجدد آن ميگذشت. در طی سالهای گذشته، دهها روزنامه، هفته نامه و مطبوعات ديگردر سراسرایران با شکایات واهی توقیف شده و صدها خبرنگار و روزنامهنگار، شاغل در این مجموعهها، بیکار شدهاند. برخورد يكسويه بدين نحو با اصحاب قلم نه تنها امرار معاش اين گروه را با مشكلات عديده مواجه ساخته كه از ديگر سو با مسدون ساختن راههاي منتهي به يك جامعه چند صدايي به تخريب هرچه بيشتر بستر آزادي بيان در ايران منجر شده است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، سرکوب جامعه مدنی وافزایش فشار بر فعالان این حوزه را محکوم نموده و تمامی سازمانهای مدافع حقوق بشر را در این راستا به عكسالعمل جدی فرا میخواند. بدیهی است که با شدت گرفتن روند سرکوب و انسداد فضای سیاسی، در آینده پيش رو شاهد برخوردهای گستردهتری با فعالان جامعه مدنی خواهیم بود. http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 | موضوع: بیانیه ها نگرانی فزاینده در مورد برخورد غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده پلی تکنیک
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲79-۲۰۰۷ تاریخ: 27/3/1385 با گذشت قریب به یک ماه از بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و ادعای دادگاه انقلاب مبنی بر پایان یافتن تحقیقات، 8 دانشجوی این دانشگاه همچنان در بازداشت به سر میبرند. در اواسط اردیبهشت ماه و در پی چاپ مطالبی در 4 نشریه دانشجویی نزدیک به انجمن اسلامی منتخب دانشجویان در این دانشگاه، نیروهای منتسب به بسیج دانشجویی با اعتراض به آنچه توهین به مقدسات مینامیدند، خواهان برخورد با عاملین چاپ و انتشار این مطالب شدند. مدیران مسئول نشریات مذکور نیز بلافاصله پس از اطلاع از انتشاراین مطالب،هر گونه دخالت در این مساله را رد کرده و ان را پروژه ای برای برخورد با انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک نامیدند. با این حال وعلیرغم اظهارات دانشجویان و درخواست آنها مبنی بر برخورد با عوامل جعل لوگوی نشریات انجمن اسلامی، معاون امنیت دادستان تهران و وزارت اطلاعات به فاصله چند روز از انتشار این نشریات برخورد با فعالین دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر را آغاز نمودند که در پی آن تاکنون 8 تن ازاعضای انجمن اسلامی منتخب این دانشگاه به نامهایاحمد قصابان ( مدیر مسئول نشریه سحر) ، مقداد خلیل پور (مدیر مسئول نشریه آتیه ) ، مجید شیخ پور ( مدیر مسئول نشریه سر خط) ، مجید توکلی ، پویان محمودیان ( مدیر مسئول نشریه ریوار)، احسان منصوری ، عباس حکیم زاده و علی صابری بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال یافتهاند. این بازداشتها در شرایطی صورت میگیرد که دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات، اساساّ صلاحیت رسیدگی به تخلفات نشریات دانشجویی را نداشته، و این مساله می بایست از سوی کمیته ناظر بر نشریات پیگیری شود. اما نکته حائز اهمیت و نگران کننده در جریان بازداشت این 8 نفر، اظهارات قاضی پرونده بوده که پیش از آنکه جرمی ثابت شود، رأی بر محکومیت دانشجویان داده است. مطابق ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مطابق با قانون، اتهامات هر فرد می بایست از سوی دادگاه صالح و بی طرف رسیدگی شود، حال آنکه در پرونده دانشجویان پلی تکنیک، قاضی پرونده( حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد) نه تنها اصل بیطرفی را رعایت نکرده بلکه با اظهاراتش مبنی بر عناد دانشجویان مذکور با نظام جمهوری اسلامی، عملکرد مغرضانه خود را در رسیدگی به این پرونده به طور آشکار نشان داده است. حداد که پیش از این نیز ریاست شعبه 26 دادگاه انقلاب را عهده دار بوده، همچنین با بی توجهی به اصل سی و هفت قانون اساسی، اصل برائت متهم را نیز نادیده گرفته است. در حالی که مطابق با این ماده" هر فرد با هر اتهامی که بازداشت گردد، شاکی و یا دادستان می بایست با ارائه دلیل، مجرم بودن وی را ثابت نماید" طبق این اصل هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود و متهم نیازی به اثبات بیگناهی خود ندارد . طبق بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که جمهوری اسلامی نیزآن را پذیرفته، داشتن وکیل در کلیه مراحل تحقیقات ازحقوق اولیه متهم محسوب میشود. حال آنکه متهمان در بند امنیتی 209 نه تنها حق تماس با وکیل را ندارند بلکه از حق ارتباط با خانواده خود نیز محروم هستند. این در شرایطی است که مطابق با « آیین نامه اجرایی نحوه اداره بازداشتگاههای امنیتی » که تاریخ 30/8/1385 به تأیید و تصویب ریاست قوه قضائیه رسید، متهمان میتوانند در مدت بازداشت موقت خود با وکیل مدافع، بستگان درجه اول و سایر افراد مورد درخواست خود به طور حضوری و آزادانه ملاقات نمایند. اما در بازداشتگاه 209 که تحت نظر وزارت اطلاعات اداره میشود نه تنها موارد مذکور رعایت نمی شود، بلکه سایر موارد مندرج در قانون احترام به آزادیهای مشروع که در1 مارس 2005 به تصویب رسید نیز نادیده گرفته می شود. از جمله این موارد میتوان به بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف فرد در حین بازجویی،اعمال شکنجه های جسمی و روانی، پرسش در مورد مسائل شخصی و خصوصی فرد در جهت تحت فشار گذاردن وی، نگهداری در سلول انفرادی، بلاتکلیف گذاردن متهم به مدت طولانی، عدم دسترسی به هوای آزاد و .. اشاره کرد. چنانکه اخبار، حاکی از ضرب و شتم و نگهداری دانشجویان بازداشت شده در سلولهای انفرادی است و گزارشهای رسیده از تحت فشار قرار دادن آنان جهت پذیرش اتهامات وارده حکایت دارد. بند 3 ماده 9 میثاق مقرر میدارد « شخص بازداشت شده، باید بدون تاخیر غیر منطقی محاکمه و یا آزاد شود و چنانچه دادگاه به دلایلی تشکیل نشود فرد بازداشت شده حق دارد با تامین قرار مناسب آزاد شود» همچنین فرد بازداشت شده پس از دستگیری حق دارد بیدرنگ اعضای خانواده خویش را از دستگیری و بازداشت و محل بازداشت یا زندان خود آگاه سازد، در حالی که خانواده های دانشجویان بازداشت شده در پی مراجعات مکرر خود به دادگاه انقلاب با پاسخ غیرشفاف مسئولان مواجه شدهاند. ماموران در حین بازداشت احسان منصوری اقدام به ضرب و شتم وی نموده اند که منجر به شکستگی کتف وی شده است؛ عباس حکیم زاده دیگر دانشجوی بازداشتی دارای شرایط حاد جسمانی است و به گفته پزشکان معالج هرگونه ضربه و یا نگهداری طولانی مدت وی در یک مکان کوچک، منجر به وخیمترشدن وضعیت سلامتی او خواهد شد. این در حالی است که در طی روزهای گذشته منابع خبری در زندان از انتقال فردی به نام " عباس" از بند 209 به بیمارستان طالقانی خبر داده اند. مسئولان بهداری اعلام کردهاند که وی در حین انتقال به زندان خود را از ماشین به بیرون پرتاب کرده است. در طی هفته های گذشته همچنین 40 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از سوی کمیته های انضباطی احکامی چون محرومیت از تحصیل، منع ورود به دانشگاه و محرومیت از تسهیلات رفاهی دریافت کردهاند. با توجه به موارد گفته شده و روند غیرقانونی پیگیری پرونده این دانشجویان از سوی معاون دادستان تهران، که پیش از این نیز درصدور احکام سنگین علیه دانشجویان و فعالان سیاسی نقش پررنگی را ایفا نموده، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نگرانی عمیق خود را نسبت به اعمال رفتار غیر قانونی در مورد دانشجویان بازداشت شده در بند 209 وزرت اطلاعات اعلام داشته، و هشدار می دهد در صورت عدم توجه جدی نهادهای حقوق بشری نسبت به دور جدید بازداشت و سرکوب فعالان دانشجویی، در روزهای آینده شاهد برخوردهای گسترده تری با سایر فعالان جامعه مدنی خواهیم بود. http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 | موضوع: بیانیه ها به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
Student committe of human rights reporters
مقدمه آزادي و برابري دو ارزش و دو آرزويي هستند که انسان در طول حياتش بر روي کره خاکي ، همواره در جستجوي آنها بوده است. آزادي گوهر عظيمي است که نه تنها آزادي از اختناق سياسي ، که آزادي از مناسبات ناهنجار اجتماعي ، آزادي از اجبار و انقياد اقتصادي ، آزادي از اسارت فکري ، آزادي از سنتهاي ارتجاعي و آزادي در شکوفايي استعدادهای بشري را نيز شامل مي شود. برابري نيز آرماني است که به دايره تنگ برابري در برابر قانون محدود نمي شود و تا فراسوي برابري در برخورداري از همه امکانات مادي و معنوي جامعه ، برابري در حرمت و کرامت انساني، برابري جنسيتی، قومي و نژادي گسترش مي يابد. تحقق حقوق بشر ، ارتباط وثيقي با اصلاح مناسبات سياسي دارد چرا که در طول تاريخ اين حکومتها بوده اند که پیوسته و به طرق مختلف بزرگترين ناقضان حقوق بشر بوده اند. اما بایستی پذیرفت که دفاع از حقوق بشر فرايندي است همه جانبه که در تمام شئون جامعه جريان دارد. شهروندان ايراني داخل کشور که قربانيان مستقيم نقض حقوق بشرند و البته مهمترين عامل مبارزه در جهت تحقق آن ، بدون ترديد همراهي و نقش پررنگ ايرانيان خارج کشور را ارج مي نهند و از مساعي نهادهاي مستقل بين المللي فعال در زمينه حقوق بشر قدرداني مي نمايند. کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر ، به عنوان نهادي مستقل و با تاکيد مجدد بر عدم وابستگي سياسي به جريانها و گروههاي موجود ، خلاصه اي از وضعيت فعلي حقوق بشر را در ايران بيان نموده و از کليه گروهها و نهادهای حامی حقوق بشر انتظار دارد تا در جهت بهبود این مهم گام بردارند. وضعيت حقوق بشر در ايران امروز از جهات متعددي نگران کننده است :
1 – زندانيان سياسي و عقيدتي : جرم سياسي در ايران تعريف نشده است. در نتیجه حکومت از برگزاري دادگاه علني با حضور هيات منصفه که مورد تصريح و تاکيد اعلاميه ها و ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر است ، استنکاف مي نمايد. از اين گذشته در برخورد با مخالفين سياسي ، شرايط نابسامان دوران تحقيقات مقدماتي که معمولا با دخالت نهادهاي نظامي و بعضا نهادهاي امنیتی غيررسمي همراه است ، نقض آشکار حقوق شهروندي است. وجود بازداشتگاه ها و زندانهاي غير رسمي که امکان نظارت بر آنها فراهم نيست ، شيوع زندان انفرادي و برخورد فيزيکي با دستگير شدگان سياسي و عقيدتي ، از ديگر مصاديق نقض حقوق بشر است. اعمال انواع فشارهاي رواني ، روحي و جسمي در مرحله تحقيقات و پس از آن ، تهديد و ارعاب خانواده و نزديکان مخالفين دستگير شده ، عدم وجود شرايط دادرسي عادلانه يعني حضور وکيل ، علني بودن دادگاه ، حضور هيات منصفه ، امکان دفاع موثر، صدور احکام ناعادلانه و نامتناسب ، شرايط دشوار زندان از قبيل انواع معضلات امنيتي ، بهداشتي ، درماني ، عدم تفکيک زندانيان سياسي و کيفري فشارهای روحی و فیزیکی و بسياري مسائل از اين دست ، نقض آشکار حقوق فعالين سياسي و کل جامعه است. گذشته از آن حذف مخالفين سياسي خواه بصورت اعدام، تبعید و حبس خانگی و خواه به طرق ديگر از قبيل ضرب و شتم و يا سلب امکانات درماني، از مصاديق بارز نقض حقوق بشر است.
2 – دانشجويان و دانشگاهيان : برخورد قضايي نامتعارف با فعاليتهاي صنفي و سياسي دانشجويان و تعقيب و بازداشت خلاف قانون آنان امری متداول در جامعه دانشگاهی ايران است. سلب حق اساسي آموزش از طريق ممانعت از تحصيل دانشجويان فعال در قالب احکام کميته هاي انضباطي دائر بر اخراج ، تعليق ، اخطار ، سلب امکانات رفاهي و منع حقوق متعارف آموزشي، از يک سو و از سوي ديگر با جلوگيري از تحصيل دانشجويان فعال در مقاطع بالاتر تحصيلي از جمله تضييقات موجود براي دانشجويان است. دخالت نهادهاي نظامي ، شبه نظامي و امنيتي در امور داخلي دانشگاه از طريق حراست و برخي تشکلها و نهادها که منجر به محدوديتهاي بسيار براي فعاليتهاي دانشجويي در قالب تشکلها، گروهها و نشريات دانشجويي مي شود ، از ديگر مصاديق نقض حقوق بشر است. اعمال محدوديت در پوشش بخصوص براي دختران، ايجاد محدوديت در مورد عبور و مرور ساکنين خوابگاهها و بطور کلي دخالت در حيطه شخصي دانشجويان ، معضلي آشنا براي دانشجويان ايران است. در حوزه آموزش نيز ممانعت از تدريس اساتيد مستقل و منتقد ، در قالب بازنشستگي اجباري يا اخراج . انتصاب حکومتي و تحميل روساي دانشگاهها بر هياتهاي علمي ، اعمال نظر جهت دار حکومت و نهادهاي حکومتي بر متون درسي و آموزشي به منظور باز توليد انديشه ايدئولوژي مشروعيت بخش حکومت ، سلب آزادي دانشجويان و دانشگاهيان درانجام تحقيقات و انتخاب موضوع پايان نامه ها نقض حقوق آموزشی ايرانيان است. علاوه بر آن برخورد قضايي ، تعقيب و بازداشت اساتيد برجسته داخلي و بين المللي به دليل ارائه نظرات کارشناسانه در محيط دانشگاه يا انجام تحقيقات علمي مشترک با نهادهاي بين المللي از ديگر مصاديق نقض حقوق دانشگاهيان است.
3 – دگرانديشان و روشنفکران: در فضاي روشنفکري ايران محدوديتهاي بسياري در برابر دگر انديشان و روشنفکران موجود است. اين محدوديتها از يک سو نقض حقوق روشنفکران است و از سوي ديگر سلب حقوق شهروندان . تسلط انحصاري حکومت بر رسانه هاي جمعي به منظور تاثير بر فضاي فرهنگي جامعه و جلوگيري از تکثر و تضارب آرا، زمينه را براي بروز آرای روشنفکران بشدت محدود مي نمايد. علاوه بر آن تحديد آزادي مطبوعات ، گستردگي سانسور و مميزي در زمينه نشر، محدوديتهاي بسيار براي فعاليتهاي هنري، تهديد و ارعاب روشنفکران که خود سانسوري را به همراه دارد و جلوگيري از انتشار آثار نويسندگان و روشنفکران منتقد، پيش از آنکه نقض حقوق شهروندان باشد، سلب آزادي و نقض حقوق اساسي روشنفکران جامعه است.
4 – کارگران: شرايط دشوار کار کارگران اعم از دستمزد پائين و محروميت از امکانات رفاهي ، محروميت از امکانات بهداشتي ، محروميت از آموزش متناسب، وجود قوانين نامناسب و عدم حمايت از کارگران در قانون کار از جمله معضلاتي است که کارگران ايران با آن دست به گريبانند. محروميت از تامين اجتماعي متناسب و عدم امنيت شغلي موثر، مخصوصا براي کارگاههاي کوچک از ديگر مشکلات کارگران است. محروميت کارگران از تشکيل تشکلهاي مستقل کارگري که نماينده واقعي آنان در برابر حکومت و کارفرما در داخل کشور و در نهادهاي بين المللي کارگران باشد ، از ديگر مصاديق نقض حقوق انساني کارگران است. علاوه بر آن برخوردهاي شديد قضايي و امنيتي با کارگران به دليل فعاليتهاي صنفي ، در قالب تشکيل اتحاديه ، اعتراض و اعتصاب ، عاملي مهم در عدم دستيابي کارگران به حقوق ابتدايي آنان است.
5 – زنان: نقض حقوق زنان در ايران ابعاد مختلفي دارد . از يک سو بايد تبعيضهاي موجود در قوانين در موارد متعدد از قبيل ارث ، ديه ، حق طلاق ، حق حضانت فرزند ، سن قانوني و همچنين انواع محدوديتها و تبعيضها در خصوص فعاليتهاي سياسي و تصدي پستهاي سياسي يا قضايي ، تبعيض در بهرهمندي اقتصادي و نابرابري در تخصيص امکانات اجتماعي ، محدوديت در نوع پوشش و... اشاره نمود. از سوي ديگر بايد تبعيضهايي را بر شمرد که حاصل عدم تحول فرهنگي جامعه است . ناگفته پيداست اين عدم تحول فرهنگي مستقيما با عملکرد دولت ديني و آموزه هاي مورد قبول آن در زمينه فرهنگ و مناسبات اجتماعي ، ارتباط دارد. علاوه بر آن برخورد قهرآميز با حرکتهاي مسالمت آميز اجتماعي زنان و تعقيب ، بازداشت و صدور احکام سنگين و ناعادلانه زندان براي فعالين حقوق زنان از مصاديق ديگر نقض حقوق بشر است.
6 – کودکان: وضعيت اسفبار و شرايط ضد انساني کودکان کار و خيابان ، محروميت عميق آنان از آموزش، تحصيل، تفريح و بهداشت جسمي و رواني و استنکاف حکومت از حل ريشه اين معضلات، نقض آشکار حقوق کودکان است. در حوزه قضايي صدور احکام نامتناسب براي کودکان ، عدم رعايت سن قانوني 18 سال در موارد متعدد در قوانين و احکام قضايي ، وجود فوانين غير انساني در رابطه با قتل فرزند و عدم وجود قوانين موثر براي جلوگيري از کودک آزاري ، زمينه ساز نقض حقوق کودکان است. از سوي ديگر حق انتخاب دين کودکان که مطابق کنوانسيون حقوق کودک رسميت يافته است، عملاً در ايران نقض مي شود. بنابر قوانين موجود کودکان حاصل از ازدواج غير رسمي با تبعيضهاي متعدد در بسياري ابعاد اجتماعي مواجهند.
7 –حقوق و آزاديهاي اجتماعي : نقصان امکانات اجتماعي متناسب که مستقيما با نحوه اداره جامعه مرتبط است ، معضلي است که در بسياري زمينه ها وجود دارد. وضعيت اسفبار ادارات دولتي ، دادگستري ها ، نيروهاي انتظامي ، شهرداريها و کليه خدماتي که حکومت موظف به ارائه آنست ، زندگي روزمره شهروندان ايراني را مختل نموده است. اين مشکلات بقدري گسترده است که عملا بر شمردن آنها امکان پذير نيست. دخالت حکومت در حوزه خصوصي شهروندان از يک سو و سلب آزاديهاي اجتماعي آنان از سوي ديگر نقض آشکار حقوق بشر در ايران است. سلب آزادي عقيده و ابراز آن سالهاست که در ايران جريان دارد. در کنار آن ايجاد رعب و وحشت در جامعه به منظور برخورد با اعتراضات ، سرکوب خشونت آميز تجمعات مسالمت آميز ، سلب حقوق ابتدايي ايرانيان است. نقض حق ايجاد آزادانه تشکلها از يک سو و اجبار و الزام مستقيم و غير مستقيم به شرکت در تشکلها و تجمعات دولتي از سوي ديگر سلب حقوق اجتماعي بشر است. سلب سيستماتيک آزادي انتخاب کردن و انتخاب شدن در تقريبا کليه مواردي که مطابق قوانين به شهروندان امکان انتخاب داده شده است و سلب حق نظارت و انتخاب در ساير موارد از ديگر مصاديق آشکار نقض حقوق و آزاديهاي سياسي شهروندان است. انواع برخوردها و مجازات هاي غير انساني از ضرب و شتم و توهين تا اعدام و نیز صدور احکام مغایر با اصول اولیه حقوق بشر از قبیل سنگسار، قطع عضو و شلاق و اجرای احکام در برابر انظار عمومي، نه تنها سلب حقوق ابتدايي متهمان که سلب امنيت رواني شهروندان است.
8 – اقليتهاي ديني : قانون اساسي ايران تنها اديان خاصی را به رسميت میشناسد و بقيه اديان و مذاهب در ايران غیرقانونی تلقی مي شوند. پيروان اديان غير از اسلام حق رسيدن به رياست جمهوري، وكالت مجلس، و رسيدن به جايگاه هاي بالاي مديريتي را ندارند. (تنها اديان آسماني حق فرستادن يك نماينده به مجلس را دارند و خارج از آن حق كانديداتوري ندارند) جان بسياري از پيروان فرق ديني در ايران در خطر است و حكومت نيز در اين خصوص اهمال بسيار اعمال ميكند. مصادره اموال اهل كتابي كه يكي از بستگان وي مسلمان شده باشد به نفع فرد مسلمان از ديگر موارد نقض حقوق اقليت هاي ديني در ايران است. همچنين پيروان اديان غير از اسلام در ايران از تحصيل بعضي رشته هاي دانشگاهي منع ميشوند. نمونه ملموس و نگرانکننده در این مورد پیروان آیین بهائی است که ار تحصیل در کلیه رشتههای دانشگاهی و بسیاری از حقوق اجتماعی محرومند.
9 – اقلیت های قومي: در ايران اقوام با وجود گستردگي، از ابتداييترين حق خود يعني آموزش به زبان مادري در مدارس محرومند و فرهنگ و هويت تاريخي اين اقوام با اضمحلال زبان مادريشان رو به فراموشي ميرود. در ايران و در بسياري از استان هاي ايران اداره و مديريت شهري بر عهده افراد غيربومي است؛ در استانهايي چون سيستان و بلوچستان و كردستان كه اكثريت را اهل سنت شامل ميشوند مديريت شهري بر عهده نمايندگاني خارج از اين استانها است و آنها از بسياري از حقوق اولیه شهروندي خود بدورند. بسيار شاهديم كه با وجود ثروت هاي موجود در يك منطقه استاني ساکنین آن در فقر و تبعيض اقتصادي بسر مي برند . در سالهاي اخير تمامي جريان هاي معترض قومي توسط حكومت بدون آنكه به خواستههای آنها ترتيب اثر داده شود سركوب شدهاند.
10– دگرباشان جنسي: حقوق دگرباشان جنسی در ایران برسمیت شناخته نمیشود. یک دگرباش جنسی از داشتن هرگونه آزادی در روابط و پوشش شخصی محروم است. قانون عادلانه در رابطه با دگرباشان در اکثر موارد سکوت نموده و برای متقاضیان تغییر جنسیت نیز قوانین دشوار و تبعیضآمیز وجود دارد. صدور احکام غیرانسانی و عدم واکنش نسبت به خشونت سازمان یافته علیه دگرباشان جنسی از دگر موارد نقض حقوق این افراد است.
11 – محيط زيست: سوء مدیریت و کوتاهی در رسیدگی به منابع طبیعی، محیط زیست ایران را در معرض نابودی قرار داده است. تخریب سیستماتیک مراتع و منابع طبیعی و نیز کارشکنی و بیتوجهی در جلوگیری از تخریب آن از مشکلات حاد زیست محیطی در ایران است. فقدان راهکار مؤثر جهت کاهش آلودگی هوا و الودگی صوتی، عدم حفاظت از گونههای گیاهی و جانوری، به نحوی که بسیاری ازین گونهها منقرض شده یا در معرض انقراض قرار دارند، از دیگر معضلات محیط زیست ایران است.
12- میراث فرهنگی: میراث فرهنگی به مثابه شناسنامه و هویت تاریخی یک ملت نشان از تمدن و ریشههای فرهنگی هر جامعه داشته و نیاز به توجه خاص دارد. مدیریت غیرکارشناسی سرمایههای فرهنگی در حفظ، نگهداری و مرمت این آثار و بیتوجهی نسبت به تخریب و سرقت آثار باستانی و عدم برخورد مؤثر با آن از مشکلات جدی در این زمینه است. مؤخره با توجه به آنچه مختصرا بيان گرديد و با توجه به نقش محوري حکومت ايران در کليه مواردي که بر شمرده شد و با توجه به اينکه حقوق بشر مقوله ايست جهاني ، اقدامي همهجانبه جهت بهبود وضعیت حقوق بشر در ايران لازمست. از همين روست که کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر همراهي و همياري نهادهاي بين المللي را در اين را قدر مي نهد و مصرانه خواستار از سرگيري مجدد نظارت خاص و مستقيم شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد بر وضعيت حقوق بشر در ايران و محکوميت بين المللي ناقضان اين حقوق است. در انتها ذکر چند نکته ضروري است: 1 – کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر، در راستاي ايفاي نقشي که بر عهده دارد لازم مي داند نگراني عمیق خود را نسبت به برقراري هرگونه تحريمي که مستقيم يا غير مستقيم تهديدکننده شهروندان ايراني و حقوق آنان در کليه زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعي سياسي، فرهنگي، علمي، بهداشتي و درماني است ابراز نمايد. در اين ترديدي نيست که ابزار مبارزه با نقض حقوق بشر بايد متناسب با اهداف آن به عنوان ارزشهايي انساني و جهاني باشد. این کمیته نسبت به تکرار فاجعه انساني دهه 1990 عراق در ايران هشدار مي دهد. 2 – کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر جنگ را نقض آشکار حقوق بشر مي داند و در اين راستا هرگونه تهديد نظامي را مردود میداند. 3 – تاثير و نفوذ فعاليت نهادهاي بين المللي حقوق بشر در گرو بيطرفانه بودن تصميمات و قطعنامه هاي آنان است. به همين روي کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر همانطور که خواهان محکوميت ناقضان حقوق بشر در ايران است ، انتظار دارد نهادهاي بين المللي نسبت به نقض حقوق ابتدايي مردم ساير نقاط جهان سکوت نکرده و وظيفه انساني خويش را در اين رابطه ايفا نمايند. بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران و جهان آرزويي است که با تلاش مستمر همگان بي ترديد تحقق خواهد يافت.
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
|+| نوشته شده توسط گزارشگران در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 | موضوع: بیانیه ها در محکومیت عملکرد غیرانسانی و خشن نیروهای انتظامی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲70-۲۰۰۷ تاریخ: 2/3/1385 طی هفتههای اخیر برخورد نیروی انتظامی با اشخاصی که از آنان با لفظ" اراذل و اوباش" یاد میکند شدت یافته است. نیروهای پلیس طی عملیات شبانه و به صورت ضربتی به محل سکونت این افراد حمله برده و اقدام به تفتیش منازل، دستگیری آنان و بعضاً ضرب وشتم در ملأ عام نمودهاند. در این بین توجه به نکاتی چند ضروری به نظر میرسد. 1. اتهام نسبت داده شده به افراد یاد شده بطور اعم شامل اخلال در امنیت و نظم عمومی جامعه، هتک حرمت، ایجاد مزاحمت و سلب آسایش سایر شهروندان بوده است. تمامی موارد فوق از جمله جرائمی است که قانونگذار در قانون مجازات اسلامی آن را پیشبینی و مجازات آن را تعیین نموده است و اما بدین نکته باید توجه داشت که جرم افراد در محاکم قضایی بیطرف و توسط مرجع دارای صلاحیت بررسی و اثبات میشود و فارغ از هویت و سابقه متهم و نوع جرم تا زمان دادرسی و اثبات جرم همواره اصل بر برائت متهم است. بنابراین برخورد و ضرب و شتم متهمین توسط نیروی انتظامی هیچ گونه توجیه قانونی ندارد. 2. تمامی اعضای خانواده بشری به صرف انسان بودن دارای حیثیت ذاتی هستند. حیثیت که مترادف آبرو، شرافت، اعتبار و شأن اجتماعی است، تجلی حیات معنوی افراد در روابط اجتماعی تلقی میشود. ازین رو حیثیت یک فرد را نمیتوان و نبایستی سلب و مخدوش نمود چرا که حفظ و احترام به کرامت و شخصیت اعضای یک جامعه شرط اصلی سلامت و بقای آن است. بر طبق نص صریح قانون حقوق و آزادیهای شهروندی در زمان دستگیری متهم بایستی تا حد امکان از برخورد فیزیکی و اقدام به ضرب وشتم افراد خودداری شود. در حالی که شواهد امر نشان میدهد مأموران نیروی انتظامی چه در زمان دستگیری و چه پس از آن نه تنها اکراهی از برخورد فیزیکی با متهمین نداشتهاند که با کمال تأسف مشاهده شد که مامورین در ملأعام و بطور کاملاً آگاهانه اقدام به ضرب و شتم، توهین لفظی و اقداماتی از قبیل آویزان نمودن آفتابه به گردن و گرداندن در سطح محلات نمودهاند. حال آنکه در ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز ماده 22 قانون اساسی به صراحت بر وجود و حفظ حیثیت انسانی افراد تأکید شده و نیز در مواد 648، 669 و 698 قانون مجازات اسلامی مجازاتهایی جهت جلوگیری از هتک اعتبار و آبروی افراد پیشبینی شده است. 3. اگر هدف از اجرای مجازات و برخورد با مجرم را اصلاح جامعه و حفظ کیان آن بدانیم ناگزیر به اذعان این نکتهایم که چنین روش برخورد و عتاب پیامدی جز تخریب و نابودی حریم انسانیت نخواهد داشت. چرا که از یک سو این نوع نگرش به مجرم، تخظئه صرف وی و فراموش کردن جرم و زمینه ایجاد آن کمال کوتهاندیشی است. فردی که به چنین عقاب و خشونتی گرفتار شده نه تنها از راه رفته بازنخواهد گشت که با تخریب هرآنچه آخرین ریسمان وابستگی وی به کمال و وجدان بازدارنده خویش است، راه را برای کجروی بیشتر هموار میبیند. توهین به شعور، حیثیت و تخریب شخصیت فرد در حضور دیگران تأثیر نامطلوب رفتار را دوچندان کرده و علاوه بر تباهی فرد زبان و راه اصلاح از طریق خشونت را در میان ناظران ترویج و اشاعه خواهد داد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن محکومیت اینگونه برخوردهای خشن وغیرانسانی با افراد، تحت عناوین گوناگون، هشدارمی دهد که مزاحمت و ایجاد ناامنی نه یک خصیصه فردی که بروندادی اجتماعی است. ریشههای ناهنجاری اخلاقی و رفتاری را بایستی در معضلات محیطی و زمینه سوقدهنده بسوی ارتکاب بزه جستجو کرد و آنگاه که نیروی انتظامی به مثابه حامی جامعه و حافظ و پشتیبان آن خود در پی نمایش خشونت و فرهنگ برخورد متقابل (و نه اصلاح انحرافات) است و بانیان امر به عوض کاستن از عوامل وقوع جرم بدنبال محو نتایج و مظاهر معضلات(و نه خود علل) هستند، انتظار بهبود در امنیت اجتماعی خیالی بیش نیست. http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در چهارشنبه دوم خرداد 1386 | موضوع: بیانیه ها به مناسبت اول ماه مه ، روز جهاني کارگر
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲5۸-۲۰۰۷ تاریخ۱۰/۲/1386 بار ديگر اول ماه مه، روز برافراشتن پرچم مبارزه براي تحقق شرايط عادلانه و انساني کار؛ روز جهاني کارگر، فرا ميرسد و کماکان کارگران ايران، براي بدست آوردن حداقل حقوق خويش مشغول مبارزه هستند.مبارزه اي که بي ترديد تا پيروزي ادامه خواهد داشت. 120 سال پيش در چنين روزي، کارگراني که براي 8 ساعت کار در روز مبارزه ميکردند، توسط نيروهاي دولتي مورد سرکوب قرار گرفتند تا نمادي باشند بر ايستادگي کارگران در برابر خشونت قدرتمندان جهت نيل به ابتدايي ترين حقوق خويش. روز کارگر علاوه بر آنکه روز توجه به حقوق بنيادين و طبيعي توليد کنندگان واقعي جامعه انساني است، بايد روز توجه مجدد و عميق به وضعيت کارگران کوچک جامعه، يعني کودکان کار باشد. گذشتن اين روز به تحسين و تجليل و عدم توجه به معضلات عميقي که در رابطه با حقوق بشر در جامعه ايران وجود دارد ، خالي کردن اين روز بزرگ از محتواي آن است. از اينرو و با توجه به اينکه وضعيت کارگران و کودکان کار در ايران امروز ، از منظر حقوق بشر ، وضعيتي اسفبار است لازم است به گوشه هايي از اين نقضها اشارههايي نماييم : مطابق ماده 23 منشور حقوق بشر "هرکس حق دارد براي دفاع از منافع خود با ديگران تشکيل اتحاديه دهد يا در اتحاديه ها شرکت نمايد." اما متاسفانه در ايران امروز و مطابق آنچه بالفعل در حال اجراست ، تشکيل سنديکاهاي کارگري بصورت مستقل و بدون دخالت دولت، امري است که با سرکوب توسط دستگاههای امنیتی همراه شده و کارگراني که در احقاق اين حق بنيادين خود قدم بر ميدارند گرفتار انواع و اقسام تضييقات از جمله زندان ، اخراج و ... ميشوند. سنديکاي شرکت واحد اتوبوسراني نمونه و شاهد اين مدعاست.مطابق آمار رسمي در سال گذشته بيش از 100 فعال کارگري بازداشت و حداقل دو نفر بر اثر تيراندازي عوامل نظامي و انتظامي کشته شدهاند.از سوي ديگر به جاي حضور نمايندگان مستقل، واقعي و منتخب کارگران در مجامع بين المللي و بر خلاف قوانين سازمان جهاني کار (ILO) هياتي انتصابي از سوي وزير کار به جلسات اين سازمان اعزام شده است. مطابق بند 2همین ماده" همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی، در مقابل کار مساوی،اجرت مساوی دریافت دارند."حال آنکه تبعیضهای جنسیتی در محیط کار، زنان کارگر را مورد استثمار مضاعف قرار داده و به کرّات مورد آزار و خشونت جنسی قرار میدهد. مطابق ماده 24 "هرکس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و بخصوص به محدوديت معقول ساعات کار و مرخصي هاي ادواري با اخذ حقوق ذيحق ميباشد" در ايران امروز، بنا به دلايل متعدد سياسي و اقتصادي سطح معيشت کارگران و خانواده آنان در حدي است که 8 ساعت کار در روز با هيچ معياري نميتواند پاسخگوي نيازهاي رو به تزايد زندگي شهري گردد. مهمترين عامل اين نقض مشهود حقوق بنيادين بشر نيز ، عدم مديريت علمي و صحيح در سياست و اقتصاد کشور است. مطابق ماده 25 "هرکس حق دارد ... در مواقع بيکاري ، بيماري ، نقص عضو ، بيوگي ، پيري يا تمام موارد ديگري که به عللي خارج از اراده انسان وسايل امرار معاشش از دست رفته باشد، از شرايط آبرومندانه زندگي برخوردار شود." . تعيين حداقل دستمزد و بيمه بيکاري، به ميزاني کمتر از خط فقر، که بدون ترديد امکان حصول شرايط آبرومندانه زندگي را مخصوصا از کارگران ميستاند از يک سو وعدم برنامهريزي علمي براي حل معضل بيکاري از سوي ديگر، زمينه نقض اين حق بنيادين را فراهم نموده است. مطابق آمار رسمي در سه ماهه اول سال گذشته حداقل 200000 کارگر از کار اخراج شدهاند. مطابق ماده 32 پيمان نامه جهاني حقوق کودک "كشورهاي عضو حق كودك را براي برخورداري از حمايت در برابر بهرهكشي اقتصادي و انجام هر گونه كاري كه ممكن است زيانبار باشد يا در تحصيل كودك خللي وارد آورد، يا به سلامتي كودك يا رشد جسماني، ذهني، اخلاقي يا اجتماعي او آسيب رساند، به رسميت ميشناسند" علاوه بر اين دولتها موظفند براي جلوگيري از بهرهکشي کودکان اقدامات معمول دارند از جمله "تعيين حداقل سن يا حداقل سنين براي اشتغال به كار و تعيين مجازاتهاي مناسب يا ضمانتهاي اجرايي ديگر به منظور تضمين اجراي موثر مادهي حاضر".مطابق آمار مربوطه بيش از 400000 کودک زير 15 سال و محروم از آموزش مشغول کار دائمي هستند. از سوي ديگر بنابر قوانين موضوعه که کارگاههاي زير 5 نفر را از شمول قانون کار خارج کرده و امکان بازرسي سازمان تامين اجتماعي را از کارگاههاي زير 10 نفر را ملغي ميکند، نه تنها کارگران بالغ که کودکان را از هرگونه حمايت اجتماعي محروم مينمايد.اين قوانين نقض صريح الزام دولتها به تعيين ضمانت براي حمايت از کودکان کار است. کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر ضمن گراميداشت اين روز جهاني و ضمن حمايت از کليه خواستههاي بر حق کارگران ايران، با توجه به مواد اعلاميه جهاني حقوق بشر ، پيمان نامهها و مقاوله نامههاي جهاني حقوق کار و پيمان نامهها و الحاقيههاي حقوق کودک تاکيد مينمايد : 1 - لازم است، حق تشکل آزاد کارگران به رسميت شناخته شده و هرچه سريعتر در جهت تحقق آن اقدامات عملي معمول گردد. 2 – لازم است، محدوديتها و احکام قضايي کليه فعالين کارگري و سنديکايي که به دليل مبارزات مسالمت آميزشان بر آنان تحميل گرديده ملغي گشته و هر چه سريعتر به کار بازگشته و حقوقشان تاديه گردد. 3 – لازم است، کليه قوانيني که موجب سلب حمايتهاي اجتماعي از کارگران ميگردد اعم از قوانين مرتبط با کارگاههاي کوچک و يا قراردادهاي موقت، در جهت تضمين حقوق بنيادين کارگران لغو و يا اصلاح گردند. 4 – لازم است، کليه مناسبات تبعيض آميز جنسيتي که حاصل از قوانين موضوعه يا عدم نظارت نهادهاي مستقل اجتماعي است و موجب سلب حقوق انساني زنان کارگر مي گردد هر چه سريعتر محو و ملغي گردد. 5 – لازم است ، ضمن تاکيد بر شعار "کار کودک تحصيل است" ، اقدامات عملي در جهت گسترش چتر حمايتهاي اجتماعي به منظور تامين و تضمين حقوق کودکان کار به اجرا در آيد و کليه مظاهر استثمار و بهرهکشي اقتصادي از کودکان، تحت نظارت سازمانهاي غير دولتي ، از ميان برداشته شود. http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 | موضوع: بیانیه ها فشار و سرکوب دانشجویان را متوقف کنید
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲5۸-۲۰۰۷ تاریخ۱۰/۲/1386
درحالی که فضای اختناق و فشار به بهانه برخورد با بدحجابی روز به روز در جامعه بیش از پیش احساس میشود، دامنه اینگونه برخوردهای غیرانسانی به چندین دانشگاه کشور نیز کشیده شد. دانشگاه شیراز درهفتهی گذشته عرصه اعتراضات دانشجویانی بود که افزایش فشارهای حراست در دانشگاه و اعمال کنترل بر خصوصیترین وجه زندگیشان در خوابگاههای دانشجویی را محکوم کرده و خواهان لغو کلیه این محدودیتها شدند.اعتراضات دامنه دار این دانشجویان با گذشت چند روز با حضور ریاست دانشگاه و ابطال کلیه موارد آئین نامه جدید فرونشست. اما پس از آن دانشجویان دانشگاه لرستان در اعتراض به دخالت های بیش از اندازه حراست دانشگاه و عدم رسیدگی به مشکلات صنفی خود تجمعی را در صحن دانشگاه برگزار کردند. به گفته برخی از دانشجویان،حراست دانشگاه لرستان در مواردی وارد حریم خصوصی دانشجویان شده وحتی پیام های کوتاه گوشی موبایل دانشجویان را بررسی کرده است. درحالی که بر اساس ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر:" احدی در زندگی خصوصی، خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود، نباید مورد مداخله های خودسرانه واقع شود" اما نهاد حراست در دانشگاهها؛ درخصوصی ترین جنبه های زندگی دانشجویی بدون هیچگونه توجیه قانونی حضورپیدا میکند حال آنکه وظایف اصلی خود را که همانا حمایت و حراست از دانشجو و فضای دانشگاه میباشد به درستی نشناخته است،به طوری که در روز روشن در مقابل دیدگان مأموران حراست افرادی ناشناس با سلاح سرد وارد دانشگاه می شوند و دانشجویان را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار می دهند که در این میان سیامک نادعلی دانشجوی دانشگاه لرستان به ضرب چاقوی افراد ناشناس مضروب شده است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با محکومیت حمله به دانشجویان معترض در دانشگاه لرستان، فشارهای وارده بر دانشجویان و اعمال محدودیت های شدید در دانشگاهها را نقض آشکار حقوق بشر دانسته و خواهان پایان بخشیدن به این اعمال غیرقانونی و شناسایی فوری عاملان حمله به دانشجویان می باشد.
http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 | موضوع: بیانیه ها ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده را آزاد کنید
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲52-۲۰۰۷ تاریخ16/1/1386
تنها دو هفته پس از آزادی فعالان جنبش زنان به اتهام تجمع در مقابل دادگاه انقلاب، باردیگر مأمورین وزارت اطلاعات در روز 13 فروردین ماه 5 تن از اعضای "کمپین یک میلیون امضا برای تغییرقوانین تبعیض آمیز" را که در پارک لاله مشغول گفتگو با مردم بودند بازداشت کردند. این بازداشت درحالی صورت میگیرد که پیش از این، دستگاه قضایی دلایل بازداشت و محاکمه زنان را برگزاری تجمعات غیرقانونی به قصد ضربه زدن به امنیت ملی عنوان نموده بود و این سوال مطرح میشود که امروز توجیه دستگاه قضایی برای اتهام ساختگی" اقدام علیه امنیت ملی " چیست؟ براساس ماده 37 قانون، " کلیه قرار بازداشتهای موقت باید مستدل و موجه بوده و مستند قانونی و دلایل آن درمتن قرار ذکر شود" با این حال با گذشت 3 روز از بازداشت فعالین زن و انتقال دو تن از آنان به زندان اوین هنوز روشن نیست کدام عمل این افراد، مصداق اقدام علیه امنیت ملی قرار گرفته است. بند 2 ماده 11 اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصل 169 قانون نیز با اشاره به اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها عنوان میدارد:" هیچکس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب آن به موجب حقوق ملی و بین المللی جرم شناخته نمیشده مجازات نخواهد شد." به موجب اصل 35 قانون اساسی و بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی" داشتن وکیل در کلیه دعاوی از حقوق اولیه هر فرد محسوب میشود" اما شیرین عبادی و نسرین ستوده که برای پیگیری وضعیت موکلان خود روز چهارشنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودند، با عدم پاسخگویی مسئولان مواجه شدهاند. ناهیدکشاورز که در تماسی تلفنی با همسرش از انتقال خود به بند 3 عمومی زنان خبر داده است، عنوان کرده که هیچ مقام مسئولی پاسخگوی علل بازداشت آنها نیست و تاکنون مورد بازجویی قرار نگرفتهاند. درشرایطی که بند 2 ماده 9 میثاق و قسمت دوم اصل 32 قانون اساسی تصریح میکند " در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله به متهم تفهیم و ابلاغ گردد" و بنا بر بند 3 میثاق و قسمت سوم اصل 32 قانون، مقدمات محاکمه متهم میبایست در اسرع وقت آماده شود. همچنین نگهداری ناهید کشاورز و محبوبه حسینزاده در زندان اوین بدون توجیه قانونی، مغایر با اصل 37 قانون اساسی و بند 1 ماده 11 اعلامیه جهانی حقوق بشر است که اصل را بر برائت متهم قرار میدهد، و عنوان میکند" هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود مگر آنکه جرم او در یک دادگاه صالح اثبات گردد." طبق آخرین اخبار رسیده، ناهید کشاورز و محبوبه حسینزاده، پس از انتقال به زندان اوین ابتدا به بند 209 و سپس به بند عمومی این زندان منتقل شدهاند، در حالی که نگهداری آنها در بند عمومی زنان که مربوط به جرایمی چون قتل، قاچاق، دزدی و .. است بر خلاف اصل تفکیک جرایم در زندانها میباشد و این دو نیز در تماسهای جداگانه با منزل از وضعیت نامناسب محل نگهداری خود و خطرات جانی که آنها را تهدید میکند، خبر دادهاند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، اقدامات دستگاه قضایی و وزارت اطلاعات را به لحاظ نقض قوانین داخلی و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشرمحکوم میکند و نگرانی شدید خود را نسبت به نگهداری ناهید کشاورز و محبوبه حسینزاده در بندعمومی زندان اوین اعلام میکند و تأکید مینماید که دستگاه قضایی و وزارت اطلاعات به عوض سرکوب و بازداشت فعالان جنبش زنان با شعار مغایرت با امنیت ملی، بهتر است به مطالبات آنان توجه نموده و و شرایط رسیدن به آن را در جامعه فراهم نمایند.
http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 | موضوع: بیانیه ها بیانیه در محکومیت بازداشت و سرکوب معلمان
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲۴۷-۲۰۰۷ تاریخ2۶/۱۲/۱۳۸۵
هنوز از سرکوب و بازداشت فعالین کارگری و زنان چیزی نگذشته بود که میدان بهارستان روز چهارشنبه 23 اسفند ماه بازهم شاهد بازداشت و دستگیری تعداد زیادی از معلمانی شد که به دنبال پیگیری خواستههای صنفی خود مقابل درب شمالی مجلس تجمع کرده بودند درحالیکه معلمان بارها و بارها علت اعتراضهای خود را صرفا مسایل صنفی واجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق اعلام کرده بودند، گزارشات حاکی از این است که نیروهای امنیتی با حضوری چشمگیر در تمامی خیابانهای منتهی به میدان بهارستان مانع از برگزاری تجمع شده ، به ضرب و شتم و سرکوب معلمان پرداختند و حدود 60 نفر از آنان را نیز روانه زندان کردند درحالی که طبق نص صریح قانون اساسی(اصل 27) و بر مبنای اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر(ماده 20) هیچ تحصن و اعتراض غیرخشونتآمیزی نمیتواند منجر به سرکوب و دستگیری معترضین گردد. ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت اعلام میدارد که " هرکس حق دارد شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد"، و ماده 25 این اعلامیه نیز تأکید میکند که "هر کس حق دارد سطح زندگانی سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را .. تامین کند"، با این حال اعتراضات مسالمتآمیز معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی که میبایست شنوندهی دردهای ملت باشد، با عملکرد خشونتآمیز نیروهای پلیس مواجه میشود. باوجود اینکه اصل سوم قانون اساسی بند 2، "رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمينههای مادی و معنوی" را یکی از اهداف نظام میداند، معلمان به عنوان یکی از پرزحمت ترین اقشارجامعه که تربیت نسلها را بر عهده دارند، از کوچکترین مزایا و کمترین حقوق برخوردارند و دولت نه تنها به اهداف خود و قانون عمل نمیکند، بلکه معلمان ناراضی در اقدامی غیرقانونی بازداشت و به زندان انتقال مییابند و در زندان نیز با سلسله برخوردهای خلاف قانون مواجه میشوند، از جمله نگهداری در سلول انفرادی، استفاده از چشم بند، شکنجه های روانی و .. به موجب قسمت دوم اصل 32 قانون اساسی" در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله به متهم ابلاغ و تفهیم گردد"، با این حال دستگاه قضایی تاکنون در مورد اتهامات افراد بازداشت شده در تجمع معلمان واکنشی نشان نداده است که این برخورد نیزدر تعارضی جدی با اصل 37 قانون اساسی که اصل را بر برائت متهم قرار میدهد، است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن هشدارنسبت به رفتارهای خشن نیروهای پلیس که علیه معلمان رخ داد،عملکرد دستگاه قضایی و دولت را به لحاظ نقض فاحش قوانین داخلی و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر محکوم میکند و تأکید مینماید که دولت به عوض برخورد با اینگونه اعتراضات صنفی با شعارمغایرت با امنیت ملی، شایستهتر است که به مطالبات اقشار جامعه توجه نماید. این کمیته ضمن غیرقانونی دانستن بازداشت معلمان، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها میباشد. http://komitegozareshgar.blogfa.com
|+| نوشته شده توسط گزارشگران در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 | موضوع: بیانیه ها فشار بر فعالین حوزه زنان را متوقف کنید.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of human rights reporters شماره۲۴۳-۲۰۰۷ تاریخ۱۹/۱۲/۱۳۸۵
در پی فراخوان 60 تن از فعالین جنبش زنان در اعتراض به اعمال فشار بر فعالین این جنبش، برای تجمع مسالمت آمیزدرمقابل دادگاه انقلاب تهران، روز یکشنبه 13 اسفند ماه، حدود 70 تن از زنان در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده و خواهان پایان دادن به روند سرکوب و احضار فعالان زن شدند.تجمع مسالمت آمیز این عده، با حمله نیروهای پلیس به ناآرامی کشیده شد و 33 نفر از زنان حاضر در محل بازداشت شدند.نیروهای امنیتی حتی به بازداشت تجمع کنندگان نیز بسنده نکرده، و شادی صدر وکیل مدافع تعدادی از زنان را که برای دفاع از موکلانش به دادگاه رفته بود، بازداشت کرده اند. درحالی که در سراسر دنیا در آستانه 8 مارس ، زنان با بزرگداشت این روز به بیان خواستهها و نظرگاههای خویش میپردازند، در ایران تجمع آرام آنها با خشونت و ضرب و شتم نیروهای پلیس مواجه میشود. این درحالیست که برپایه نص صریح قانون اساسی اصل 27 "تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است." همچنین بند 1ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر متذکر میشود که هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمتآميز را دارد". سوال اینجاست که حضور آرام و مسالمت جویانه زنان به کدام یک از مبانی اسلام اخلال وارد ساخته بود که بیش از 30 نفر را با هتک حرمت و ضرب و شتم به زندان منتقل کردند ؟ ودرحالی که اصل 39 قانون اساسی صراحتا بیان میکند که " هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است"، گزارشها از انواع هتاکی ها به زنان تا شکستن دندان و... خبر میداد و هیچ نهادی پاسخگوی این روند غیرقانونی نیروهای امنیتی نیست. در این حال و با وجود گذشت حدود یک هفته، اکثریت بازداشتشدگان از زندان آزاد، اما شادی صدر وکیل مدافع شهلا انتصاری و محبوبه عباسقلی زاده،همچنان در زندان نگهداری میشوند و گفته میشود برای این افراد قراربازداشت موقت یک ماهه صادر شده است. نیروهای انتظامی روز پنجشنبه نیز درجریان برگزاری مراسم 8 مارس، با خشونت، زنانی را که قصد تجمع درمقابل مجلس را داشتند سرکوب و اقدام به ضرب و شتم آنها نمودند. نیروی انتظامی همچنین با واردکردن پلیسهای زن به محل تجمع، چند تن ازشرکت کنندگان در مراسم را بازداشت کرد، که این افراد پس از 24 ساعت بازداشت، روز گذشته از بازداشتگاه وزرا آزاد شدند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نهایت اعتراض خود را به روند برخوردهای حذفی و دستگیریهای گسترده و بدون توجیه اعلام میدارد و از تمامی نهادهای داخلی و خارجی حقوق بشرخواستارموضعگیری قاطع در برابر اینگونه برخوردهای خشونتآمیز است . این کمیته همچنین نگرانی عمیق خود را نسبت به ادامه نگهداری شادی صدر و محبوبه عباسقلیزاده در بند 209 زندان اوین که تحت کنترل وزارت اطلاعات است اعلام میکند و با غیرقانونی دانستن بازداشت فعالان جنبش زنان، خواهان آزادی فوری و بدون قید این دو فعال جنبش زنان میباشد. http://komitegozareshgar.blogfa.com
|+| نوشته شده توسط گزارشگران در شنبه نوزدهم اسفند 1385 | موضوع: بیانیه ها گزارش کمیته در مورد شرایط احمد باطبی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters
شب شعر پاسداشت مقاومت احمد باطبی و سایر زندانیان سیاسی عصر امروز با حضور پدر احمد باطبی ، فعالان سیاسی ، دانشجویی ، روشنفکران و اعضای کانون نویسندگان ایران در محل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) برگزار گردید. متن زیر گزارشی است که از سوی "کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر" در مراسم خوانده شد . احمد باطبی در سال 1378 و در پی وقایع کوی دانشگاه تهران به دلیل بلند نمودن یک پیراهن خونین بازداشت شد و مدت 17 ماه را در بازداشتگاههایی مانند توحید، 325 سپاه و 209 زندان اوین در سلول انفرادی به سر برد و سپس به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شد. حکمی که با دو درجه عفو از سوی رهبری به 15 سال زندان کاهش یافت. وی تاکنون قریب به 8 سال از مدت محکومیت خود را پشت سر گذاشته است. در طی این مدت حقوق شهروندی و قانونی وی به تعدد نادیده گرفته شده است که از جمله این موارد میتوان به نکات زیر اشاره کرد: احمد باطبی از زمان بازداشت به دفعات مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته است. در نامه ی وی خطاب به رئیس قوه قضائیه که در اسفند 79 در روزنامه های ایران به چاپ رسید او اشاره کرده که "مامورین دستهای او را به لوله های آب ساختمان بسته و با چکمه های نظامی سر و ناحیه شکم وی را زیر ضرب گرفته اند و سرش را در فاضلاب پر از مدفوعی فرو برده و تا زمانی که قادر به حبس نفس خود بوده در آن حالت نگاه داشته اند." در حالی که به موجب ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر، بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی، کنوانسیون بین المللی منع شکنجه و اصل 38 قانون اساسی ایران، " هر گونه شکنجه برای گرفتن اعتراف از متهم ممنوع است" عدم برخورداری از حق محاکمه عادلانه: بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی و اصل 35 قانون اساسی تصریح میکنند که "درهمه دادگاهها، طرفین محق اند برای خود وکیل انتخاب نمایند" و بر طبق بند 1 ماده 11 میثاق،" هر کس حق دارد به دادخواهی او منصفانه و علنی در یک دادگاه صالح، مستقل و بی طرف طبق قانون رسیدگی شود." همچنین اصل 168 قانون اساسی مقرر میدارد که "رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی و با حضور هیات منصفه صورت میگیرد." در حالی که احمد باطبی در محاکمه اولیه از کلیه موارد فوق محروم بوده و دادگاه مربوطه به هیچ عنوان تناسب جرم و مجازات را در صدور رأی در نظر نگرفته است. باطبی در تاریخ 7 مرداد ماه امسال در حالی که در مرخصی به سر میبرد، با اتهام " زندانی فراری" توسط وزارت اطلاعات دستگیر و مجددا به بند 209 زندان اوین منتقل شد و بیش از 4 ماه را در سلول انفرادی به سر برد که در طی این مدت تحت بازجویی مداوم و فشار فزاینده روحی قرار گرفت. در حالی که این سوال مطرح میشود، در صورتی که اتهام وی منحصر به فرار از زندان بوده و قصدی برای پرونده سازی مجدد علیه وی نبوده، علت اینکه پس از 8 سال مجددا مورد بازجویی قرار گرفته و در بازداشت موقت نگهداری شده، چه بوده است؟ علاوه بر این، عدم عودت دو وثیقه 120 و 300 میلیون تومانی که برای مرخصی وی گرو گذاشته شده، از سوی دادگاه انقلاب مشخص نیست. برمبنای گزارشی که در تاریخ 15 مرداد ماه امسال، 9 روز پس از دستگیری و اعتصاب غذای همزمان باطبی، از سوی دکتر حسام فیروزی پزشک معالج او منتشر شد: به دلیل بیرون زدگی دیسکهای کمر که در اثر ضربه از سوی مامورین ایجاد گردیده، نیاز به فیزیوتراپی دائم، دارودرمانی و بررسی بیشتر جهت انجام عمل جراحی وجود دارد و در صورت عدم درمان منجر به فلج کامل اندام تحتانی میگردد. بالا بودن میزان کلسترول، اسید اوریک، و تری گلیسیرید، در صورت عدم درمان باعث تأثیرات غیر قابل برگشت بر روی کبد، کلیه و قلب میگردد. به دلیل مشکلات عصبی و سوء تغذیه دچار مشکلات گوارشی از جمله زخم اثنی عشر و زخم معده گردیده است. وی در زندان چندین مرتبه به عفونت ادراری و کلیوی دچار شده و به دلیل عدم رسیدگی و درمان مناسب، این بیماریها مزمن شده است. بر طبق نظریه پزشکی موجود در پرونده، احمد باطبی به دلیل افسردگی تحمل حبس ممتد بدون مرخصی را ندارد. وی در هفته ی گذشته به دلیل حمله عصبی و تشنج در پی فشاهای روحی وارده به بیمارستان شهدای تجریش انتقال یافت اما بدون به انجام رسیدن معالجات، مجددا به زندان اوین بازگردانده شد. گزارش پزشک معالج دال بر این است که یکی از نیم کره های مغز وی ملتهب و متورم شده و علائمی از افسردگی نیز در او دیده میشود. با توجه به وضعیت جسمی احمد باطبی مطابق اصل 291 قانون دادرسی جنایی ایران، میبایستی دادگاه دستور دسترسی زندانی به معالجات پزشکی خارج از زندان را صادر کند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، نگرانی فزاینده خود را نسبت به شرایط بحرانی و نابسامان احمد باطبی اعلام میکند و خواهان توجه جدی و هر چه بیشتر، نسبت به وضعیت این دانشجوی زندانی میباشد. ای که دستت میرسد، کاری بکن پیش از آن که از تو ناید هیچ کار |+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه هفتم اسفند 1385 | موضوع: بیانیه ها بیانیه اعتراضی نسبت به ادامه بازداشت کیوان انصاری، خیرالله درخشندی، ابوالفضل جهاندار و کیوان رفیعی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲2۱-۲۰۰۷ تاریخ۲۹/1۱/1385
در این هزار توی، سالهاست که به زیر دشنه و مشت و زندان لبخند می زنیم و محکم می ایستیم و بر بوم شب ستاره می کشیم و در کوچه های شب طویل پرسه می زنیم و بر چشم همشهریان خفته مان آوازهای حقیقت را به تصویر می کشیم همواره در ایران ادعا بر این بوده که زندانی سیاسی وجود ندارد و احدی به جرم ابرازعقیده اش در زندان نیست. در حالی که درجامعه ای که هنوز جرم سیاسی تعریف نشده و مصداق نیافته است، هر سخن و فکر و اقدامی را که دگراندیشانه باشد، می توان توهین به مقدسات و اقدام علیه امنیت تعریف کرد. ماههاست که از بازداشت غیرقانونی دکتر کیوان انصاری، ابوالفضل جهاندار، خیرالله(سعید) درخشندی و کیوان رفیعی می گذرد. اصل 32 قانون اساسی مقررمیدارد که مقدمات محاکمه متهم میبایست دراسرع وقت فراهم گردد، همچنین بند 3 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز میگوید: "هر کس به اتهام جرمی دستگیر یا بازداشت شود باید او را دراسرع وقت در محضر دادرس حاضر نمود و باید در مدت معقولی محاکمه یا آزاد شود." این درحالی است که با گذشت بیش از۵ ماه از بازداشت این چهارتن، مقامات قضایی نه تنها پاسخ روشنی در مورد اتهامات آنان نداده اند، بلکه همچنان به نگهداری آنها در بازداشتگاه امنیتی 209 وزارت اطلاعات اصرار می ورزند. طبق اصل 35 قانون اساسی در همه دادگاهها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند، اما دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات با تحت فشار گذاردن متهمین خود تلاش میکند تا مانع ازحضور وکیل درمراحل دادرسی و دادگاه گردند. کیوان رفیعی که به مدت 8 ماه است در بازداشت موقت در بند 209 به سرمیبرد گفته است که وزارت اطلاعات تاکنون اجازه ملاقات او با وکلایش را صادر نکرده و حتی جلسه دادگاه وی نیز بدون حضور وکیل برگزار شده است. سایر افراد یاد شده نیز در شرایطی مشابه در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرند. با توجه به اصل 37 قانون اساسی اصل بر برائت متهم است و هیچکس در نظر قانون مجرم شناخته نمیشود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد، با این حال مشخص نیست که نگهداری طولانی مدت متهمین سیاسی در بازداشتگاههای امنیتی و محرومیت از کوچکترین حقوق انسانی، بر اساس کدام اصول قانونی انجام می پذیرد. همچنین درحالی که اصل 38 قانون اساسی ( ماده 5 اعلامیه حقوق بشر) هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع دانسته است، اخبار رسیده از بند 209 حاکی از این است که افراد نگهداری شده در آنجا که اغلب از فعالین سیاسی میباشند به طرق مختلف تحت شکنجه قرار دارند که به طور عمده میتوان به شکنجه روحی و روانی اشاره کرد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با ابراز نگرانی نسبت به شرایط نگهداری کیوان انصاری، خیرالله درخشندی، کیوان رفیعی و ابوالفضل جهاندار، نگهداری آنان را در زندان و بازداشت موقت، برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر دانسته و خواهان توجه تمامی مجامع حقوق بشر نسبت به نقض حقوق این افراد در زندان اوین است.
|+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 | موضوع: بیانیه ها اعتراض به آبگیری سد سیوند
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committe of human rights reporters شماره۲20-۲۰۰۷ تاریخ۲5/1۱/1385
سد سیوند در حالی آب گیری می شود که بررسی های کارشناسان میراث فرهنگی و باستان شناسان در خصوص اتمام پژوهش ها بر روی آثار مدفون در تنگه بلاغی هنوز براین نکته تاکید می کند که جای بسیاری برای حفاری های مهم باستانی در این دشت وجود دارد و آب گیری سد سیوند تمامی این دستاوردهای بشری را به زیر آب خواهد برد، مضافا بر اینکه پوشش گیاهی این دشت باستانی جزو پوشش های نادر گیاهی در جهان است . از طرف دیگر گروهی از محققین نیز برآنند که آب گیری سد، به بنای عظیم آرامگاه کوروش ؛ اولین واضع اعلامیه حقوق بشر در تاریخ ، لطمه های جبران ناپذیر خواهد زد . در سالهای اخیر و از زمانی که زمزمه های احداث این سد به گوش رسید، جماعت های مختلف حامی میراث فرهنگی بر خطر آب گیری این سد بارها گوشزد کردند، اما هر بار اعتراضات و پیگیری ها بی پاسخ ماند و هیچ نهاد و مرجعی بر این مهم اقدامی نکرد. امروز، بعد از اثبات این مدعی که سد سیوند انهدام تدریجی پاسارگاد را به دنبال خواهد داشت ، بازهم اعتراض ها و نگرانیها بی پاسخ می ماند و دولت می رود تا در روزهای آینده با نادیده گرفتن حقوق فرهنگی یک ملت ،رای عمومی مبنی بر توقف آب گیری سد سیوند را زیر پا بگذارد و این بار هم جنبه ای دیگر از تاریخ این ملت را در معرض خطر و نابودی قرار دهد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن پافشاری جدی بر توقف آب گیری سد سیوند بر آن است که نادیده گرفتن حقوق فرهنگی یک ملت به صفت آبادانی و پیشرفت بزرگترین حربه ایست که این روزها علیه میراث کهن ایران مطرح می گردد و بر تمامی دوستداران یادگارهای فرهنگی است که با عزمی راسخ حاکمیت را متعهد گردانند که هر پروژه عمرانی لازم است برای اجرایی شدن از مجرای تایید متخصصین میراث فرهنگی بگذرد و به آن متعهد گردد تا دیگر بار شاهد چنین ضایعه ای ملی نباشیم . http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 | موضوع: بیانیه ها اعدام؛ نادیده گرفتن حق حیات انسان ها
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human rights reporters شماره20۹-200۷ تاریخ۸/1۱/1385 محمد چعب پور، عبدالامير فرج الله چعب، خلف خذيری و عليرضا عساکره چهار متهم به بمب گذاری درشهر اهواز روزچهارشنبه اعدام شدند. این چهار نفر و سه تن دیگر که در ماه گذشته اعدام شدند، به اتهام اقدام علیه امنیت دستگیرومحکوم شده بودند.این در حالی است که در رابطه با این پرونده، چندین نفر دیگر نیز زیر حکم اعدام به سر میبرند. اجرای حکم اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفت که با توجه به واقع شدن درماه محرم( ماه حرام)،اعدام و کشتارممنوع است، اما دادگاه با این استناد، که این افراد محاربه هستند و قانون فوق در مورد آنان صادق نیست، حکم اعدام آنها را به اجرا درآورد. سالهاست که مجازات اعدام بدون درنظر گرفتن جوانب مخرب و ضدانسانی آن در جمهوری اسلامی اعمال میگردد و به رغم پافشاری نهادها و جوامع حامی حقوق بشر اقدامی در جهت توقف این مجازات صورت نگرفته است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگرانی از روند غیرمنصفانه محاکمه افراد یاد شده نگرانی فزاینده خود را نسبت به افزایش تعداد احکام اعدام صادره و به اجرا گذاشته شده اعلام داشته و بار دیگر بر این نکته صحه میگذارد که اعدام، بروندادی جز ترویج خشونت نداشته و نخواهد داشت. http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در شنبه هفتم بهمن 1385 | موضوع: بیانیه ها بیانیه 495 نفر از فعالین سیاسی و دانشجویی دراعتراض به نقض صریح حقوق زندانیان در بند 209 زندان اوین
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید؛ چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود آزادی ما نگفتیم تو تصویرش کن... تنها چیزی که در ایران امروز آزاد است، آزادی بازداشت و سرکوب و آدم ربایی و ارعاب و سانسور است؛ در حالی که محکومیتهای پیاپی جمهوری اسلامی در مورد نقض اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر از سوی مجامع بین المللی هر روز ابعاد گستردهتری به خود میگیرد، دستگاه حاکم بی توجه به کلیه میثاقهای بینالمللی به تشدید فضای امنیتی و خفقان در جامعه پرداخته است. در طی ماههای گذشته تعداد زندانیان سیاسی در زندانهای مختلف کشور روندی تصاعدی داشته است. که از آن جمله میتوان به زندان مشهور اوین اشاره کرد که تعداد بسیاری از فعالین سیاسی- دانشجویان و .. در چند ماه گذشته بازداشت و به بندهای امنیتی منتقل گشتهاند. از جمله بازداشتگاههای امنیتی موجود در زندان اوین که کاملا مستقل اداره شده و از قوانین سازمان زندانها پیروی نمیکند بند ۲۰۹زندان اوین است، بندی که در طی سالیان گذشته بسیاری از فعالین سیاسی، دانشجویی، زنان، کارگران طعم تلخ بازداشت در آنجا را تجربه کردهاند. بند 209 زندان اوین از جمله بندهایی است که زیرنظرمستقیم وزارت اطلاعات بوده و هیچ مرجعی از قوه قضائیه تا سازمان زندانها، اجازه بازدید از آنجا و بررسی وضعیت آن را ندارد( توضیح اینکه: یک روز پیش از مرگ اکبر محمدی در زندان، نمایندگان مجلس مجوز بازدید از این بند را بدست نیاوردند).به همین دلیل زندانیان نگهداری شده در این بند که عموما زندانیان سیاسی- امنیتی هستند نامشان در لیست زندان ثبت نشده و در اکثر موارد خانواده های این افراد برای مدت طولانی از وضعیت زندانیان خود بی اطلاع هستند. در این بازداشتگاه، زندانیان سیاسی برای مدت گاه تا چندین ماه در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند و تحت بازجوییهای طولانیمدت قرار میگیرند. از قوانین این بند داشتن چشم بند است، بطوریکه که از لحظه ی ورود به ساختمان، چشمبند به زندانی زده میشود و فقط درسلول خود اجازه برداشتن آن را دارد. زندانیانی که به استفاده از چشم بند اعتراض کنند و از زدن آن خودداری ورزند، مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار میگیرند( مهندس موسوی خوئینی در اعتراض به غیر قانونی بودن استفاده از چشم بند در این بازداشتگاه از سوی مامورین بند 209 مورد ضرب و شتم قرار گرفت). بازجوییها نیز در اغلب اوقات با چشم بند انجام میشود. زندانیان پس از تکمیل پرونده ی خود و پس از طی کردن مراحل کارشناسی که گاه تا چندین ماه طول میکشد، حق استفاده از تلفن را دارند که هفتهای یک بار به مدت حداکثر 5 دقیقه میباشد. علاوه برسلول انفرادی در بند ۲۰۹بندهای موسوم به عمومی نیز وجود دارد که به صورت انفرادیهای چند نفره میباشد که به ادعای بسیاری از افراد نگهداری شده در آن؛ از شرایط به مراتب بدتری نسبت به سلولهای انفرادی برخوردار است. پنجره های این اتاقها( که به صورت انفرادی های چند نفره است به این شکل که دیوار بین دو سلول انفرادی را برداشته و آن را به اتاقی بزرگتر تبدیل کردهاند) به عوض اینکه رو به هوای آزاد باشد به سمت راهروهای منتهی به سلولهای انفرادی است. همچنین تهویه نامناسب در این اتاقها شرایط را برای زندانیان بسیار نامساعد ساخته است. در این بند زندانیان در هفته تنها ۱۲۰ دقیقه حق استفاده از هواخوری را داشته و به مدت ۲۰ دقیقه امکان ملاقات با خانوادهشان را دارند. فضای شدید امنیتی در این بند از جمله معضلات آن است. با اینکه بند ۲۰۹ محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی به منظور کارشناسی پرونده آنان است، با این حال تعدادی از زندانیان با وجود صدور حکم از سوی دادگاه همچنان در این بند نگهداری میشوند. از جمله تعدادی از افراد که در این بند نگهداری میشوند میتوان به موارد زیر اشاره داشت: 1. احمد باطبی دانشجویی که که ۷ سال پیش به جرم بلند کردن یک پیراهن خونین به عنوان یکی از متهمین ردیف اول کوی دانشگاه شناخته شد و حکم اعدام را در مقابل خود دید؛ پس از گذشت ۷ سال بار دیگر در حالی که مشغول گذراندن دوران مرخصی خود بود، بازداشت و به بند ۲۰۹ منتقل شد. و تاکنون (بیش از ۴ ماه) هچمنان در بازداشت موقت به سر میبرد. 2. کیانوش سنجری فعال سیاسی و وبلاگنویس که برای تهیه گزارش به محل تجمع هواداران آیتالله بروجردی رفته بود؛ در پی حمله نیروهای انتظامی و درگیری های صورت گرفته بازداشت و به بند ۲۰۹ انتقال یافت و هم اکنون به مدت بیش از ۲ ماه است که در سلول انفرادی نگهداری میشود., 3.کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر در روز ۱۸ تیر ماه در مقابل دانشگاه تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گشت. وی پس از گذشت ۵ ماه همچنان در زندان وزارت اطلاعات و در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرد. 4. ابوالفضل جهاندار مدیر سایت خبری پویا نیوز و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، با وجود گذشت بیش ۳ ماه از زمان بازداشت همچنان در بند ۲۰۹زندان اوین نگهداری میشود. بنا بر اطلاعات رسیده ابوالفضل جهاندار تحت فشارهای شدید بازجویان جهت انجام اعترافات تحمبل شده قرار دارد. .5. دکتر کیوان انصاری عضو دفترسابق دفترتحکیم وحدت نیز به دلایل نامشخص بازداشت و هم اکنون در بند ۲۰۹ نگهداری میشود. انصاري در ملاقات با همسر و پدر خود از فشارهاي وارده بر خود در بند امنيتي اوين مبني بر اعتراف و پذيرش برخي اتهامات بي اساس خبر داد و عنوان كرد تاكنون هيچ اتهامي را نپذيرفته است. 6. خیرالله درخشندی عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان یزد، بیش از ۳ ماه است در بند ۲۰۹ نگهداری میشود. خانواده درخشندی چندی پیش پس از ملاقات با وی در زندان نسبت به شرایط نگهداری وی ابراز نگرانی شدید کردند. 7.در اواسط مهرماه آیتالله بروجردی و هوادارنش که داعیهدار اسلام غیر سیاسی بوده و تجمعاتی را در حمایت از این عقیده در مقابل منزل آیتالله برگزار کرده بودند بازداشت و به بند 209 منتقل شدهاند. همچنین تعدادی از افراد آزاد شده در طی چند روز اخیر اعلام کردهاند که بازداشتشدگان به شدت تحت شکنجه قرار دارند. همچنین آخرین اخبار دریافتی از زندان اوین حاکی است وزارت اطلاعات قصد دارد با تحت فشار گذاردن آیتالله بروجردی وی را وادار به انجام مصاحبه تلوزیونی کند. 8. رضا ملک زندانی امنیتی که به اتهام افشاگری در مورد پرونده قتلهای زنجیره ای بازداشت شده بود، با گذشت بیش ار ۶ سال از زمان بازداشتش همچنان در بند ۲۰۹نگهداری میشود. رضا ملک در اعتراض به برخوردهای صورت گرفته با وی و عدم دسترسی به هر گونه امکانات انسانی، از حدود ۱.۵ سال پیش، از رفتن به هواخوری خودداری کرده است. 9. سعید ماسوری زندانی سیاسی مجاهد که زیر حکم اعدام به سر میبرد پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین در سال ۸۲، همچنان در این بند نگهداری شده و در شرایط نامعلومی به سر میبرد. 10. منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد پس از اینکه با تحمل ۸ ماه حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین، با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد گشته بود، مجدداْ حدود دو هفته پیش بازداشت و به این بند انتقال یافته است. هم اکنون برای آزادی آسانلو قرار ۳۰ میلیونی صادر شده است. ( توضیح اینکه: موارد یاد شده تنها بررسی وضعیت تعداد انگشتشماری از زندانیان نگهداری شده در این بند است) ماامضا کنندگان این بیانیه نگرانی هر دم فزاینده خود را نسبت به دور جدید برخورد، اعمال فشارو تهدید بر فعالان سیاسی- دانشجویی و اعمال شکنجه بر زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام داشته و ضمن پافشاری بر خواسته خود جهت آزادی کلیه زندانیان سیاسی، جوامع و نهادهای حامی و بانی حقوق بشر را در جهت جلوگیری از نقض مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران به اقدامات موثر و تلاش هر چه بیشتر در این زمینه فرا میخوانیم. رونوشت به:
برای دیدن اسامی؛ روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط گزارشگران در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 | موضوع: بیانیه ها به مناسبت 10 دسامبر
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters شماره184-2006 تاریخ19/9/1385 روزجهانی حقوق بشر( 10 دسامبر ) در حالی از راه می رسد که نقض آشکار و هر روزه حقوق بشر در ایران، کوس رسوایی نظام جمهوری اسلامی را در نادیده انگاشتن ابتدایی ترین حقوق انسانی، هر روز رساتر و واضح تر از قبل به گوش جهانیان می رساند . وا اسفاها که چنان زور قد بر افراشته که دستان را امیدی به گشودن گره ها نمانده است . مجامع حقوق بشر ، سازمانهای غیر دولتی در داخل و برون مرز و صدها نهاد مرتبط با امر حقوق بشر این روزها با وجود تلاشها و پیگیری های مستمرشان تنها راویان داستانی هستند که هر صفحه اش تیره تر از پیشین است و طنزواره ایست در قرن حاکمیت دموکراسی و آزادی. طنز واره ایست نقض آشکار آنچه کوروش بزرگ اولین منادی آن در جهان بود ونام ایران و منشور تاریخی حقوق بشر همیشه در کنار هم می آمد . سالی که گذشت همراه با نقض هر روزه حقوق شهروندان ایرانی همراه بود. در کشوری که بانگ عدالت خواهی رئیس جمهور آن شهره خاص و.عام گردیده ، کودکان کار و معضل هایشان هنوز به قوت خویش باقی است. طبق آمار، یک میلیون و هشتصد هزار کودک محروم از تحصیل، به کار مشغول اند . زنان که نیمی از بدنه جامعه را تشکیل می دهند با انواع و اقسام تبعیض های آشکار و نهان مواجه هستند . قوانین موجود در ایران ، طراحی جنسیتی و ضد زن دارد و در تمام ساختارهایش با تبعیض به نیمه ای از بدنه جامعه می نگرد . جالب آن است که بانگ عدالت خواهی زنان در روز جهانی زن ، هشتم مارس با باتوم و حمله و دستگیری و زندان مواجه شد و دوباره طنز تلخی شد تا یکتا کشوری که در روز زن به زنانش یورش می برد؛ ایران معرفی شود . بیست و دوم خرداد ماه جاری ، پلیس زن تربیت شده از سوی نیروهای پلیس ایران به ضرب و شتم دختران و زنانی پرداخت که برای حقوق ابتدایی خود به میدان هفت تیر آمده بود و تنها سلاحشان حنجره هایشان بود..مطالبات اجتماعی در نطفه خفه می شود و باتوم و گاز خردل و مشت و لگد پاسخ سران جمهوری اسلامی به مردم است . پرونده های سنگسار، قتل و ... با نگاهی جنسیتی و با ظلمی آشکار هنوز روی میز دادگاههای جمهوری اسلامی احکامش صادر می شود ، اگرچه قوه قضاییه مدعی است سنگسار اجرا نمی شود گزارشها از این سو و آن سوی وطن اجرای آن را گواه اند . دانشجویان و فعالین دانشجویی که در دو بعد مطالبات صنفی و سیاسی فعال هستند توسط دستگاه امنیتی دستگیر می شوند و سلولهای انفرادی ،عدم بهره گیری از وکیل ، نامعلوم بودن وضعیتشان تا مدتها و شکنجه در دخمه های تاریک زندانهای ایران تنها پاسخ حاکمیت به مطالبات آنها است . و در حالی که حق تحصیل به عنوان یکی از مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر از سوی تمامی کشورهای عضو به رسمیت شناخته شده است، در ایران دانشجویان را به جرم فعالیت سیاسی از ادامه تحصیل محروم میکنند. فعالین کارگری نیز در سالی که گذشت پس از اعتراض به شرایط نابسامان و غیر عادلانه معیشتی خود، بازداشت منصوراسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد و تعدادی دیگر از فعالین سندیکا را شاهد بودند.تهدید های متعدد کارگران در اعتراض به بی عدالتی های موجود، بازداشت وسیع آنان را در پی داشت و اسانلو یکه تاز این جریان با تحمل شکنجه هنوز دربند است و هیچ مرجع ذی صلاحی پاسخگو نیست . ناصر زرافشان وکیل پرونده قتل های زنجیره ای تنها و تنها به دلیل پرده برداری از چهره کریه بازی گران قتلهای زنجیره ای هنوز در زندان اوین بسر می برد. چقدر هنوز سعید امامی ها زنده و سرشار از قدرتند . آزادی مذهبی که از ابتدایی ترین حقوق بشر است در ایران هر روزه نقض می شود . اهل تسنن که دومین گروه مذهبی در ایران هستند حتی از داشتن مسجد در شهر تهران منع شده اند و تبلیغاتشان در مناطق سنی نشین ممنوع میباشد . دراویش در مهاباد و قم به وحشیانه ترین وضعی حتی نسبت به خانه و کاشانه شان مواجه می شوند و هیچ مرجع رسیدگی برای نقض آشکار حقوق این اقلیت ها وجود ندارد . آزادی مذهبی به انحای مختلف تهدید می شود ،. قومیت ها و خواسته های بر حقشان نسبت به فقر ، تبعیض و ... در ایران سرکوب می شوند و فعالین مسائل قومی راهی زندانهای کردستان و خوزستان و... میشوند. مطبوعات با کوچکترین عدم همراهی با حکومت تعطیل می شوند و روزنامه نگاران راهی زندان . زندانها پر از دانشجویان و فعالین سیاسی می شود واکبر محمدی در زندان کشته و متعرضین به مرگ او راهی زندان میشوند . باطبی دوباره به بند 209 راهی می شود . آیت الله بروجردی و طرفدارانش با حمله پلیس به منازلشان بازداشت وحبسهای طولانی مدت را تحمل می کنند. وضعیت زندانها اسف بار گزارش می شود و ابتدایی ترین امکانات از زندانیان دریغ می شود .خطرهایی چون اعتباد و ایدز جان زندانیان را تهدید می کند و مرجع رسیدگی آن البته با خداست . در چنین شرایطی که جامعه ایران هر روز با آن دست به گریبان است ، فعالین حقوق بشر باید ، فارغ از دسته بندی های سیاسی ، قومی و مذهبی تنها و تنها برای یک آرمان و آن "انسان" عزم خویش را راسخ تر کنند تا در برابر این همه بی عدالتی و نقض حقوق انسانها؛ مدد دیگرکشورها ، نهاد ها و تشکل ها را جذب نمایند تا با تحت فشار قرار دادن نظام و اطلاع رسانی مستمر و مداوم در مورد موارد نقض حقوق بشر راهی به سوی رفع آن برداشته شود.
کمیته دانشجویی گزارشگرن حقوق بشر ضمن تبریک این روز به فعالین حقوق بشر ، با اعتقاد به اعلامیه جهانی حقوق بشر،اعلام می دارد که در راستای اطلاع رسانی و پیگیری مسائل حقوق بشر اعم از کودکان ، زنان ، اقلیت های قومی و مذهبی ، زندانیان ، فعالین سیاسی ، و کلیه اقشار کشورعزم خویش را جزم نموده و توجه دیگر نهادها ، سازمان ها و فعالین حقوق بشر را در راستای این مهم خواستار است . باشد که این همیاری ها فردایی سبز را برایمان به ارمغان آورد. http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 | موضوع: بیانیه ها اعتراض به ادامه بازداشت مهندس موسوی
Student committee of human right reporters تاریخ ۴/۷/۱۳۸۵ شماره۱۳۵-۲۰۶ مهندس موسوی را آزاد کنید
مهندس موسوي درجريان تجمع زنان در ميدان هفت تير كه به منظور اعتراض به تبعيض در قوانين و دستيابي به حقوقي برابر برگزارشده بود، به همراه بسياري ديگر از شركت كنندگان بازداشت شد، اما با وجود آزادي سايرين ايشان همچنان در بند ماند. در حالي كه بر اساس نص صريح قانون، مدت بازداشت موقت متهم ۲ ماه بوده و درمورد جرايم مهم و خطرناك اين مدت به۴ ماه افزايش مي يابد، مشخص نيست كه اتهامات مهندس موسوي تا چه حد از سوي دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات مهم قلمداد شده است كه ايشان هم اكنون چهارمين ماه بازداشت خود را در سولهاي انفرادي بند ۲۰۹ زندان اوين ميگذراند. باوجوداین، روند فشار به منظوراعتراف یا نوشتن توبه نامه و....، بنا به اظهارات خودایشان ،علت اصلی این بازداشت طولانی مدت را برملا میکند. وشواهد متعدد نشان از شکنجه و آزارروحی فراوانی است که به مهندس موسوي ازسوی وزارت اطلاعات وارد می آید. وي كه به صورت تحت الحفظ در مراسم چهلمين روز درگذشت پدرش حاضر شده بود، مقابل مسجد با اعتراض نسبت به صد روز زندان غير قانوني و نداشتن اجازه ملاقات با خانواده اش فرياد زد: "به همه اعلام کنيد که من تحت فشارم و هر روز در حدود پنج بار بازجويي مي شوم." عدم امکان ملاقات باخانواده درزندان،عدم دسترسی به وکیل،بي توجهي به وضعيت بهداشتي و جسمي زندانيان سياسي كه در طي دو ماه گذشته موجبات مرگ اكبر محمدي و ولي الله فيض مهدوي را فراهم كرد، بازداشت طولانی مدت بدون ذکر دلایل قانونی،نگهداري در سلول انفرادي ،شکنجه های جسمی و روحی به منظور اعتراف گیری، و... روند رو به گسترش نقض حقوق بشردرایران راکه هرروزابعاد گسترده تری به خود میگیرد، نشان ميدهد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشرنگرانی شدید خودرا نسبت به ادامه بازداشت مهندس موسوي خوئيني ابراز می دارد و آن را خلاف قانون و کلیه کنوانسیونهای بین المللی و حقوق بشری ميداند. و از آنجا كه مسوولین بلند پایه دستگاه قضایی نیز تا به حال هیچ گونه گامی در جهت رفع این اقدامات غیرانسانی برنداشته و خود نيز همسو با اينگونه اعمال غير قانوني بوده اند، لذا این کمیته از تمامی مجامع و سازمانهای حقوق بشری مصراً خواستار پیگیری و رسیدگی به وضعیت بحرانی آقای علی اکبر موسوی خوئینی در زندان می باشد و دستگاه قضایی را تنها مسوول وارد آمدن هرگونه آسیبی به ایشان در طول اين بازداشت غیر قانونی می داند. |+| نوشته شده توسط گزارشگران در سه شنبه چهارم مهر 1385 | موضوع: بیانیه ها خطاب به دستگاه قضایی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ ۲۷/۶/۱۳۸۵ شماره۱۳۰ -۲۰۰۶ خطاب به دستگاه قضایی حکم اعدام کبری رحمانپور را متوقف کنید تا اجرای حکم اعدام کبری رحمانپور، متهم پرونده قتلی که در سال ۸۱ رخ داد، زمان زیادی باقی نمانده است و اینک زمان ، می رود تا پیکر زنی را بی جان سازد که سالها پیش فقر، تحقیر ، شکنجه و نابسامانی های روحی آن را بی جان کرده بود ...فقری شدید که او نه باعث آن بوده و نه خواهانش و تبعیضی که او را از جامعه ای که عضوی از آن است جدا می ساخته . زنی تن به ازدواج با مردی میدهد که ۴۳ سال بزرگتر از اوست و آزارهای جنسی و جسمی مدام او را درآستانه بیست سالگی در هم می شکند و اینک این زن متهم پرونده ایست که حکم اعدام برآن حک شده است . جامعه ای که تضادهای طبقاتی ، فقر، نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی درآن هر لحظه در تزاید است میبایست برای جرایمی که در چنین محیط نابسامان و آلوده به تبعیض رخ میدهد نیز چاره ای غیر از چوبه دار داشته باشد... کبری 20 ساله در دفاع از جان خویش و جنون لحظه ای که بر او حادث می شود مادرشوهر خود را به قتل می رساند. پیش از این به دستور شخص رئیس قوه قضائیه کبری رحمانپور از پای طناب دار بازگردانده شد و امید به زندگی دوباره وی در نزد تمامی مدافعان حقوق بشر و افکار عمومی که با نگرانی پرونده ی او را دنبال میکنند؛ به وجود آمد. با این حال دستگاه قضایی این بار پس از تمام رایزنی ها مبنی برجلب رضایت فرزندان مقتول، و عدم موفقیت، به کبری رحمانپور یک ماه زمان داده است و از این مدت تنها چند روز باقی مانده است. فارغ از ارتکاب به قتل از سوی کبری که در دفاع ازجان خویش بوده ، کبری خود نیز قربانی شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی است که در آن زندگی می کرده است در چنین شرایطی احکام صادره از سوی دادگاه لازم است بر پایه موشکافی های روانشناختی اجتماعی و خانوادگی صادر شود و از در خلاء بودن مبرا باشد. ازآنجا که بارها مشاهده شده در چنین شرایطی حکم بر برائت متهم از سوی رئیس قوه قضائیه و یا مقام رهبری امری دور از واقع نبوده اما این بار با وجود حساسیت افکارعمومی بر روی این پرونده شاهد آنیم که مرگ در چند قدمی کبری است و وی از این قاعده مستثنی شده است . اذهان عمومی جامعه و فعالان اجتماعی ، حقوق زنان و سازمان ها و نهادهای مرتبط با حقوق بشر رأی بر برائت کبری داده و حمایت خویش را در لغو حکم اعدام وی اعلام نموده اند و مجدانه انتظار می رود دستگاه قضایی که عدالت را شعارش و رضایت جامعه اصل بقایش می باشد، در لغو حکم صادره اهتمام ورزد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نیز ضمن پافشاری خود بر اجرای عدالت و رعایت موازین حقوق بشر در مورد جان تک تک انسانها و هموطنان ، حمایت خویش را بر لغو حکم ناعادلانه کبری رحمانپور اعلام کرده و خواستار لغو آن از سوی قوه قضایی است و امیدوار است این دستگاه، برخواست عمومی جامعه و رأی صادره از سوی مردم، خویش را ملزم نموده و در پرونده کبری رحمانپور تجدید نظر نماید.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر |+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 | موضوع: بیانیه ها دفن واژه ی زیست
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ ۱۹/۶/۱۳۸۵ شماره۱۲۳-۲۰۰۶
در اين بنبست كج و پيچ سرما آتش را به سوختبار سرود شعر فروزان ميدارند دير زمانيست برخورد يكسويهي بانيان فرهنگ را با اصحاب هنر شاهديم و به اين موضوع خو كردهايم كه رفتار تحقيرآميز مرتجعين را با نامآوران ادب و دگرانديشان ببينيم؛ نااميد از آن كه سخني بر زبان آوريم، چه همگان خود بهتر بدين نكته واقفند كه انتقاد را سودي در پي نيست. چه بسا ناقد خود به خشم دگمانديشان گرفتار آيد. هنر، جنبش واژهي زيست، اين آستانهي آفرينش زيبايي و هنرمند هر دو به يك سرنوشت گرفتار آمدهاند. هنرمندي كه هنر را براي مردم خويش ميخواهد به لفظ خودفروخته خطاب ميشود، تنها به جرم ديدن كاستيها، كژيها و نابرابريها. گناه او همه اينست كه ميآفريند، نه از براي خشنودي متصديان، كه براي مردمش. سالهاست كه درخشانترين آثار سينمايي ما در عين درخشش در جشنوارههاي معتبر جهاني و تحسين منتقدين از امكان اكران براي مخاطب عام ايراني محروم ماندهاند. آفسايد، آخرين ساختهي جعفر پناهي تنها نمونهي كوچكيست از سياههاي كه در آرشيوها به خاك نشستهاند. آفسايد فيلميست كه براي ديدن ساخته شده. فيلمي در خصوص فوتبال، زن ايراني و داستان هميشگي درهاي بسته، وتلاش زناني كه تبعيض را نپذيرفتهاند. فيلم با ظرافتهاي كميك ميكوشد گوشهاي از نابرابريهاي جنسي جامعه را به بيننده بنماياند. و چندان عجيب نيست عناد نابخردان كه وقيحانه كمر به محو صورت مسائل بستهاند. زنان در جامعهي سنتي و مردسالار ايراني همواره در حاشيه ماندهاند و كژانديشان هماره با ابزار دين و فساد و تباهي بر مسند قدرت تكيه زده و زنان را از حضور در اجتماع مانع شدند. حال آنكه زن ايراني به حق از سستي به دور است و تباهي را بايد در زواياي تاريك مخيله بدانديشان جست. و اينان كماكان به كار خويش مشغولند. زنان چه در چهره و پوشش كه حتي در نام سانسور ميشوند و اين را در آثار سينمايي به وضوح ميتوان ديد. چه بسا اگر پناهي زنان را دستمايه اثر خويش قرار نداده بود (و صد البته نام خودش هم در ليست سياه نبود) بيدغدغه ميتوانست اكران فيلمش را شاهد باشد. آخرین ساخته جعفر پناهی این بار، نامزد شرکت در رقابت اسکار است اما به دلیل اینکه در کشور اجازه نمایش به فیلمش داده نمیشود باید از این افتخار محروم بماند و بمانیم ، چرا که شرط شرکت در این رقابت، اکران عمومی فیلم در کشور سازنده است. حال ديگر نميتوان در باب نبود آزادي بيان هشدار داد. انذار را آناني بسود است كه پنبه در گوش فرو نبردهاند، حال آنكه اينان گوشهايشان را به ساروج اندودهاند. نه اينان را اميدي نيست. خود بايد در رهايي بكوشيم، ار نه دير است و خاموشي گناه ماست. اي كه دستت ميرسد كاري بكن پيش از آنكه از تو نايد هيچ كار کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر http://www.komitegozareshgar.blogfa.com در همین رابطه: رئیس سونی "آفساید" را برای اسکار میخواهد |+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 | موضوع: بیانیه ها خطاب به مجامع و سازمانهای مدافع حقوق بشر
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ ۱۷/۶/۱۳۸۵ شماره۱۲۰-۲۰۰۶ با گذشت قريب به يك ماه از مرگ اكبر محمدي، زندانهاي ايران باز هم قرباني گرفت. وليالله فيض مهدوي پس از 9 روز اعتصاب غذا در زندان رجاييشهر جان سپرد. فيض مهدوي در حالي درگذشت كه عليرغم مطرح نمودن خواست خود مبني بر ديدار با وكيل مدافعش، تا لحظهي مرگ از ديدار وي محروم بود. خواسته ای که جزء حقوق اولیه زندانی به شمار میرود و عدم توجه مسئولین زندان به این خواسته نشان دهنده اعمال غیر قانونی است که منادیان قانون در زندانها انجام میدهند. نكتهي در خور تأمل اينست كه مسئولين زندان با مطرح نمودن ادعاي خودكشي فیض مهدوی سعي در وارونه جلوه دادن حقيقت دارند و در اين راستا طي روزهاي گذشته همبندان وي به سختي تحت فشار و حتي تطميع مأموران امنيتي بودهاند تا بر خودكشي وي صحه بگذارند. عجيب آنكه حتي خبرگزاري BBC نيز در گزارش خود اظهار داشته كه: "يك عضو سازمان مجاهدين خلق در زندان خودكشي كرد". در حالي كه همگان و به ويژه همبندان فيض مهدوي قاطعانه بر اين نكته پایفشاري ميكنند كه اعتصاب غذا و نيز سهلانگاري مسئولين زندان منجر به مرگ وي شد. زندانيان در ایران از حق معالجات ضروري پزشكي و مرخصي جهت مداواي خود محرومند. چه از جهت بيماريهاي شخصي و چه ضايعاتي كه بر اثر ضرب و شتم و شكنجه در زمان بازجويي و پس از آن بدان دچار شدهاند. اكبر محمدي در اعتراض به عدم برخورداري از مرخصي استعلاجي دست به اعتصاب غذا زد. وي در نتيجه شكنجههايي كه در بازداشتگاه توحيد و زندان اوين متحمل شده بود، از ناراحتي ستون فقرات رنج ميبرد و مسئولين زندان با بيتوجهي به خواست وي و كوتاهي در رسيدگي و مراقبت پزشكي مرگ وي را باعث شدند. به رغم ممنوعيت در بكار بردن چشمبند و نيز ضرب و شتم زندانيان برطبق قانون، علياكبر موسوي خوئيني، نمايندهي مجلس ششم در پي خودداري از استفاده از چشمبند، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و هم اکنون به مدت ۸۴ روز است که در سلول انفرادی به سر میبرد. احمد باطبی پس از سپری کردن ۶ سال حبس ، همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و مورد بازجویی قرار میگیرد. کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر که تنها به اطلاع رسانی در مورد وضعیت زندانهای ایران میپرداخته است، هم اکنون حدود 2 ماه است که در زندان نگهداری میشود. امید عباسقلی نژاد در حالی که قصد شرکت در مراسم گرامیداشت اکبر محمدی را داشته، بازداشت و بیش از یک ماه است در بند وزارت اطلاعات در اوین به سر میبرد. و اينها تنها نمونههايی است كوچك از نقض گسترده و مستمر حقوق زندانيان. مرگ 2 زندانی سیاسی در فاصله یک ماه به دلیل اعتصاب غذا، این بیم را در میان خانواده ها و مجامع پیگیرحقوق بشر بوجود آورده که پس از این بازهم شاهد قربانی شدن زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی به دلیل بی توجهی مسئولین مربوطه و تشدید فشارها بر آنان، باشیم. كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر بار ديگر نگراني فزاينده خود را نسبت به وضعيت زندانيان سياسي در کلیه زندانهای ایران اعلام داشته و خواهان اقدامات ذيل در جهت رعايت حقوق زندانيان است : ۱. استقرار ناظر دائمي شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ایران ۲. اعزام هيأتي با اختيارات كافي به تهران جهت رسيدگي به شرايط زندانيان سياسي، دريافت ليست كامل زندانيان و بازديد از زندانها و بازداشتگاههاي سراسر كشور در اين زمينه خواستار تلاش و اقدام مصرانه مجامع و نهادهاي اجتماعي و نيز داعيان و بانيان حقوق بشر ميباشیم. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر http://www.komitegozareshgar.blogfa.com
Student committee of
Human right reporters Date: 8-9-2006 Number: ۱۲۰-۲۰۰۶
Student committee of Human right reporters
|+| نوشته شده توسط گزارشگران در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 | موضوع: بیانیه ها کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ 11/5/1385 شماره 88-2006 هان ای چاقوی کند کهنسال ، زیر باران این همه پر، تا کی رد گلوی آن همه پرنده را پنهان خواهی کرد؟ تو که نمی توانی کبوتران بازمانده از آن حماسه را دست آموز دانه و دلهره کنی. نمی توانی. نسل چراغ و دریا، نسل اکبر محمدی و عزت ابراهیم نژاد را بنگرید. نسلی عاشق و زخم خورده و سوخته و همیشه زنده که همانند عاشقان نسل قبل خود، سر بر سینه ی خاک نهادند و به چرا رفتگانی بودند که برای ما بی چرا ماندگان پیام و راه باقی گذاشتند. عجب نسلی! عجب معجزتی که بی اکسیژن زیسته ایم. سالها زیر ساطور و زنجیر و چماق استبداد زیستیم و سرخم نکردیم و برای از دست دادن چیزی جز زنجیرهایمان نبود، این پیام همیشگی اکبر بود. و اکنون حضور و فریادمان و اکبر و حجت و عزت و دیگر هم پیمانانمان خوابی از دیکتاتور ها آشفته کردند که درسی باشد برای ابد. اکبر محمدی، سمبل این نسل بود. خفاشان اگر چه جسم اکبر محمدی و اکبر محمدی ها را به خیال خود خاموش کرده اند و اگر چه به دست و پا و زبان آزادی خواهان قفل می زنند؛ اما حقیقت این است که راه و مسیر آزادی و دموکراسی روشن تر از آن است که شب پرستان تصور دارند و آزادیخواهان زنده تر از هر روز راه را می پویند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن عرض تسلیت به خانواده ی محمدی و جنبش دانشجویی و دموکراسی خواهی، به حاکمان هشدار میدهد که اگر گمان می کنید، موج جدید بازداشتها و سرکوبها و آدم ربایی ها و قتل زندانیان سیاسی و ارعاب ، آینده و امنیت شما را که بر سرنیزه تکیه زده اید؛ تضمین می کند سخت در اشتباهید چرا که سحر و روشنی برای طلوع، از شب و تاریکی اجازه نخواهد گرفت. اکبر محمدی، به عنوان الگویی از هزاران اسوه ی مقاومت و پایداری و آزادیخواهی- امروز که مصادف است با سالروز کشتار سراسری زندانیان سیاسی- نامش و راهش در طول جنبش دانشجویی زنده خواهد ماند. نام نگونساران شاهدان چمن زنده خواهد ماند. چرا که همیشه زنده اند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر http://www.komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 | موضوع: بیانیه ها بازداشت شدگان تجمع زنان را آزاد کنید..
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ26/3/1385 شماره 62-2006
در پی سرکوب تجمع زنان در میدان هفت تیر و برخورد شدید نیروهای امنیتی با فعالین جنبش زنان، برگی دیگر از صفحات نقض حقوق بشر در ایران رقم خورد. ضرب و شتم و استفاده از زور بر علیه زنانی که بر آوردن خواسته هایشان ازراههای مسالمت آمیز، ممکن و ضروری است ،تنها نشان دهنده لجاجت و اصراری تحریک کننده از سوی مسئولان بلند پایه نظام می باشد که علی رغم آگاهی ازپیامدهای عملکرد نادرست و نامعقولانه خویش، بر ادامه این راه غیر مسئولانه اصرار می ورزند. پیروان مکتب (( به سراغ زنان اگر می روید،تازیانه را فراموش نکنید)) که ید طولایی در نقض مستمر و سازمان یافته حقوق بشر و پایمال کردن حقوق شهروندان دارند، در روندی بی سابقه و با وارد کردن زنانی درلباس پلیس تجمع مسالمت آمیزی را که قرار بود در جهت پیگیری مطالبات زنان انجام شود، سرکوب وبیش از 200 نفر از حاضران در تجمع را بازداشت و به زندان انتقال دادند. سلولهای اطلاعات در زندان اوین مملو است از زنانی که خواهان حقوقی برابرهستند و مردانی که بر این حق اصرار ورزیده و از مادران، همسران و یا خواهرانشان حمایت کرده اند. با نظامیکه با گذشت ۲۴سال هنوز کنوانسیون منع تبعیض از زنان را امضاء نکرده و حقوق همه شهروندان و _نه فقط زنان و جوانان_ را، نادیده می گیرد، سخنی نیست ؛ چرا که بارها سخن گفته وهشدار داده ایم ! روی سخن ما، کسانی هستند که دانسته و یا نادانسته آلت دست و بازیچه ی دستگاه سرکوب شده اند و با اینکه خود نیز زن هستند، در اختناق و خشونت سازمان یافته و امرشده، بیش از حاکمان و پیش از آنان حضور فعال دارند و برق سرنیزه هایشان و باتوم و چماقشان بر سر و چشم هم میهنشان فرود می آید. آیا اینان در پیشگاه تاریخ و مردم، پاسخی دارند؟ این قبیل حرکات ، شامل ضرب و شتم زنانی بی دفاع که نه خواسته ای سیاسی داشته و نه شعاری بر ضدیت با مصالح نظام سر داده اند، نه نظم شهر را مختل کرده، نه تهدیدی بر علیه امنیت بوده اند و نه سلاحی به دست داشته اند تنها بیانگرسیاستهای حاکمیت در جهت از میان بردن هر گونه صدای اعتراض و حاکم کردن فضای رعب و وحشت و خفقان بر جامعه است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن حمایت از تجمع مسالمت آمیز و حق طلبانه ی زنان پیش از همه خواهان آزادی هر چه سریعترکلیه بازداشت شدگان این تجمع بوده وازتمامی مراجع حقوق بشری برای پیگیری وضعیت آنان استمداد می جوید چرا که امیدی به دادخواهی در بیدادگاههای ایران نیست. تجربه نشان داده که استفاده از زور وسرکوب به جای تفاهم و تعامل ، برعلیه کسانی که با برگزاری تجمعات مسالمت آمیز مطالبات خود را دنبال میکنند، در نهایت موجب متضرر شدن آنانی خواهد شد که به طور مداوم و از تریبون های مختلف، ادعای تلاش برای بر قراری امنیت و جلو گیری از تشنج را تکرار می کنند و البته مسئول مستقیم پیامدهای چنین حوادث تلخی بر عهده ایشان خواهد بود. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر www.komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 | موضوع: بیانیه ها دانشگاه سنگر آزادی است..
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ 8/3/1385 شماره 45-2006 هشداری پیرامون وقایع اخیر دانشگاهها...
شاید اکنون به صراحت به این نتیجه رسیده باشیم که همه ی رویدادهای تاریخ به اصطلاح دو بار به صحنه می آیند که بار اول آن به صورت تراژدی و بار دوم آن به صورت نمایش خنده دار است. وقتی نزدیک به سه دهه پیش، با اعلام انقلاب فرهنگی، تصفیه ی خونین دانشگاهها و مراکزعلمی آغازوانجام شد، باید انتظار امروزرا هم می کشیدیم تا پس از ربع قرن، شیفتگان ماکیاولیست قدرت بخواهند مضحکانه تاریخ را تکرارکنند و شبح نظامی گری را بر جامعه مستولی نمایند. تجربه ی تلخ انقلاب فرهنگی،گزینشها، اخراجها، تهدیدات، بازداشتها که اهرمهای کنترل و فشار بردانشگاه بود، اکنون نیز با حضور چکمه پوشان و شبه نظامیان در دانشگاه دوباره به صحنه آمده است و فالانژهای آلت دست، سعی در مرعوب کردن دانشگاه دارند. پادگانیزه کردن واخراج دانشجویان و اساتید وانتصاب سطحی ترین و بی کفایت ترین و فاقد مشروعیت ترین افراد به عنوان روسای دانشگاه، فشار بر فعالان دانشجویی، یورش دوباره به خوابگاههای دانشجویی و ایجاد ارعاب توسط حراست و گروههای شبه نظامی طفیلی و سانسور شدید خبری و سرکوب هر نوع صدایی در سینه، تنها نشان ازیک چیزدارد و آن ترس و وحشت مسند نشینانی است که مشروعیت خود را فقط ازبرق سرنیزه هایشان می گیرند. جای سوال از این مستان قدرت است که آیا پینوشه و حکومت نظامیان در یونان و میلوسوویچ و دیکتاتورهایی که الگوی عملی شما در برخورد با جامعه و دانشگاه بودند، توفیق یافتند یا محکوم به شکست بودند؟ آیا فکر می کنید با عوام فریبی و فراررو به جلو و ایجاد جو امنیتی و سرکوب و پاکسازی دانشگاه به تثبیت و دوام خود کمکی خواهید کرد؟ بدیهی است و خود نیز می دانید که همه ی این پروژه ها و آمرین وعاملین آن، محکوم به شکستند و ما قاطعانه اعلام میداریم که از آخرین گروههای دانشجویی هستیم که درغالب بیانیه هشدارمی دهیم و این نکته را گوشزد می کنیم که دیگرنه توان تکیه بر سرنیزه را دارید و نه توان نشستن برآن؛ زیرا که امروزپایان عصر دیکتاتورها فرا رسیده و تاریخ نشان داده است، کسانی که مانند روباه می آیند و مانند ببر می درند؛ مانند موش می روند . کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر،ضمن محکومیت شدید اقدامات و سرکوبهای اخیر،همبستگی دانشگاه ومردم را عامل شکست استبداد می داند و اعلام می کند که: دانشگاه همواره سنگر آزادی بوده و خواهد ماند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر www.komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه هشتم خرداد 1385 | موضوع: بیانیه ها کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ 16/2/1385 شماره 3۲-2006 کارگران زندانی را آزاد کنید... امسال روز جهانی کارگر در ایران درحالی برگزارشد که منصور اسانلو ازرهبران سندیکای شرکت واحد پس از مدتها اسارت ،همچنان در زندان بسرمی برد، بسیاری از کارکنان اتوبوسرانی بدون هیچ گونه توجیه قانونی تنها وتنها به دلیل اعتراض صنفی و درخواست احققاق حقوق مسلم خویش، دستگیر شده وتعداد زیادی نیزبه شکلی کاملا غیر قانونی و برخلاف قوانین کار ( چه داخلی و چه بین المللی ) اخراج شده اند. در تهران روزجهانی کارگر صحنه ی درگیری بین نیروهای انتظامی و کارگرانی بود که برای بیان مطالبات خود گردهم آمده بودند، اما پاسخ این خواسته ها مهری بود که درضربات باتوم یگانهای ویژه برسرشان فرود آمد و البته دیگرانی نیز سهم مهرورزیشان بازداشت و زندان بود. دولت مهرورزی جلوه های تازه ای از مهرخود را دربرخورد با خواسته های کارگران و دگراندیشان جامعه نشان میدهد. در حالیکه در تمامی نقاط دنیا سندیکاها و اتحادیه های مستقل کارگری بدون هیچ گونه تعرض از سوی دولت ، مراسم این روزرا بر گزارمیکنند، در ایران در کمال حیرت مدعیان دفاع از حقوق مستضعفین و مظلومین جهان! حتی یک تجمع و اعتراض کوچک را نیزتاب نمی آورند . پس از سرکوب اعتراضات دانشجویی در دانشگاه شریف و شهید رجایی و تهدید به اخراج تعدادی از دانشجویان، پس از صدور احکام سنگین و بی سابقه برای فعالین دانشجویی از جمله پیمان عارف و اخراج وی به دلیل عدم صلاحیت!!، پس از سرکوب دختران و زنان به بهانه ی واهی بدحجابی، این بار نوبت کارگران بود تا در روزی به نام خودشان به شدیدترین شکل ممکن مورد سرکوب قرار گیرند همانطور که پیش از این زنان در 8 مارس سرکوب شده بودند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ، ضمن محکومیت چنین برخوردهای غیر اصولی ، غیرقانونی و غیرانسانی با کسانیکه تنها خواهان حقوق اولیه وقانونی خود هستند، به دستگاه قضایی ایران گوشزدمی نماید که این دوگانگی فاحش در شعار و عمل نه تنها موجب انزجار افکار عمومی در داخل کشور ، بلکه باعث بدبینی هر چه بیشتر جامعه بین المللی در تمامی زمینه ها نسبت به حاکمیت جمهوری اسلامی می گردد. بر همه آشکار است که حق برخورداری از اتحادیه های مستقل کارگری، بر گزاری اجتماعات و حق اعتصاب از حقوق مسلم وقانونی کارگران در تمامی دنیا و از جمله در قوانین ایران است و حتی با ایجاد تشکل های دولت فرموده و فرمایشی چون خانه کارگر نیز از آنان سلب نمی شود. از این رو ، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر خواستار آزادی هر چه سریع تر منصور اسانلو وتمامی کارگران بازداشت شده و توقف پرونده سازی بر علیه فعالین کارگری می باشد و تمامی فعالین حقوق بشر در داخل و خارج را به تلاش برای این مهم فرا می خواند. ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هیچ کس را نباید خودسرانه توقیف، حبس و یا تبعید کرد. ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر شخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات، مجامع و انجمن های مسالمت آمیزبهره مند گردد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر |+| نوشته شده توسط گزارشگران در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 | موضوع: بیانیه ها کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters تاریخ 3/2/1385 شماره 24-2006 روز جهانی کارگر گرامی باد
١١ اردیبهشت- اول ماه می- از این جهت روز جهانی کارگر نام گرفت که سالروز اتحاد و اعتصاب سراسری کارگران زن نساجی در شیکاگو است و توسط اولین تشکلهای کارگری بین المللی به روز کارگر ارتقاء یافت. و سالهاست که نماد اتحاد جنبشهای کارگری محسوب می شود. و عجیب آنکه در کشورمان ایران وضعیت کارگران و زحمتکشان به مراتب نگران کننده تر و فاجعه بارتر است و احدی دم بر نمی آورد. مافیای قدرت و ثروت با اتکاء به نیروهای سرکوب و اهرمهای مختلف هر ستمی را به طبقات زحمت کش و کارگران تحمیل می کند و چون مجال اعتراض و شکایت و احقاق حق را گرفته است، گویی شهر سنگستان است و همگان خاموش. تحمیل غیر انسانی ترین قوانین و مصوبات کار، تحمیل بی حقوقی کامل و پایین نگاه داشتن دستمزدها، بیکارسازی عظیم، فشار امنیتی و پلیسی بر فعالان سندیکاهای مستقل و صنفی و دهها مورد سرکوب و اجحاف و ارعاب و زندان انفرادی، هدایای دولت مهرورزی به کارگران بوده که پاسخگویی و خدمتگزاری را نیز از سلف خویش - دولت اصلاحات- به میراث برد و آنچه بر جای گذاشت مشتی خاکستر بود و بس. سال گذشته درحالی به استقبال روز جهانی کارگر رفتیم که آکنده از غم کشتار کارگران شهر بابک و به گلوله بستن کارگران شریف معادن مس خاتون آباد و دهها مورد دیگر بودیم. و امسال در شرایطی به استقبال این روز می رویم که پیدا و پنهان ميلياردها دلار از سرمايه کشور صرف ناکجا آباد هایی می شود که نسبت آن با منافع ملی ونيازهای مبرم معلوم نيست و در حالی که کارگران واحدهای صنعتی جاده ها را به خاطر عدم دریافت حقوق می بندند، وزیر امور خارجه، صحبت از کمک پنجاه میلیون دلاری به حماس می کند و هنوز داغ ننگ سرکوب و بازداشت و ضرب و شتم کارکنان و خانواده های شرکت واحد و سندیکای آنان به خاطره تبدیل نشده، بعضی از آنان چون منصور اسانلو همچنان پس از ماهها در انفرادی و زندان به سر می برند و خانواده های آنان مشکلات و مصائب عظیمی را می گذرانند. فشارهای روز افزون و عدم تامین شغلی و بی فردایی معیشتی و ضربات پلیسی و امنیتی دولت پادگانی بر سندیکاهای مستقل و قانون کار ضد کارگر، امان طبقه کارگر و حقوق بگیران در ایران را بریده است و حاکمان مست قدرت اتمی، ایران را ملک پدری و مردم ایران را بردگان خود پنداشته اند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن اعلام همبستگی با کارگران و زحمتکشان سراسر دنیا و به ویژه ایران و خصوصا کارگران در زندان، روز جهانی کارگر را گرامی داشته و خواهان آزادی بی قید و شرط منصور اسانلو و توقف پرونده سازی بر علیه سایرفعالان کارگری و کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی میباشد و یکصدا فریاد می زنیم: گرچه شب تاریک است؛ دل قوی دار سحر نزدیک است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر |+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 | موضوع: بیانیه ها بیانیه در محکومیت سرکوب و فشار بر فعالین سیاسی
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر شماره 9-2006 تاریخ 22/12/1384 در هر گوشه و کنار این شوره زار نا امیدی چندین هزار جنگل شاداب ناگهان میروید از زمین و بیدار باش غافله ای می زندجرس، میزند جرس... حدود 500-600 نفر از زنان در روز جهانی زن در پارک دانشجو تهران گرد هم آمده بودند تا از تبعیض ها بگویند و سرود خوانان مراسم بزرگداشت این روز را برگزار کنند اما نیرویی به نام " نیروی انتظامی "که میبایست حافظ جان و مال مردم باشد چنان وحشیانه با مشت و لگد و باتوم بر جانشان افتاد تا برای همیشه فراموش کنند مطالباتشان را... عملکرد سرکوبگرانه ی دستگاههای قضایی و نیروهای انتظامی در طی چند ماه گذشته تنها بیانگر یک واقعیت است و آن سیاستهای جدید دولت مهرورزی در مقابل تحرکات جامعه مدنی و مطلبات آنهاست. سرکوب ددمنشانه و وحشیانه ی زنان در روز جهانی زن، صدور احکام سنگین برای فعالین دانشجویی – سیاسی، اخراج اساتید برگزیده از دانشگاهها و دادگاهی کردن آنان، انتصابی کردن ریاست دانشگاهها و دانشکده ها، تحت فشار قرار دادن اقلیتهای قومی – مذهبی ، تهدید زندانیان سیاسی ، شروع روند اجرای احکام اعدام برای زندانیان سیاسی و صدها مورد دیگر از نقض حقوق بشر تنها گوشه ای از فشار و سرکوب فعالین جامعه مدنی است. اعدام حجت زمانی( زندانی سیاسی مجاهد) پس از گذشت 4 سال در سحر گاه روز 18 بهمن ماه یک روز قبل تاسوعا ( که بر اساس قوانین اعدام در ماه محرم حرام است) به مثابه زنگ خطری برای تمای زندانیان سیاسی و به خصوص محکومین به اعدام است. در حال حاضر هفت تن از زندانیان سیاسی در زندانهای اوین و رجایی شهر به نامهای خالد حردانی، شهرام و فرهنگ پورمنصوری، علی رضا کرمی خیر آبادی، ولی الله فیض مهدوی، سعید ماسوری، غلام حسین کلبی زیر حکم اعدام قرار دارند و تهدیدهای هر روزه ی مسئولین زندان و دستگاه قضایی مبنی بر اینکه پس از حجت زمانی احکام سایرین نیز به اجرا در خواهد آمد، بیانگر لزوم همبستگی تمامی نهادها و گروهای مدافع حقوق بشر در جهت نجات جان این زندانیان است. در طی هفته های گذشته فرید مدرسی عضو دفتر تحکیم وحدت و دانشجوی دانشگاه علامه نیز از این رویکرد جدید حاکمیت مصون نماند و از سوی بیدادگاه انقلاب به 1 سال حبس محکوم گردید، سرکوب دراویش گنابادی ، این مظلومترین و ساکت ترین اقشار جامعه در قم و لغو مرخصی تمامی زندانیان سیاسی و .. نیزگویای این نکته است که حاکمان باکی از اعمال سرکوبگرانه ی خود ندارند. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر به طور قاطع و صریح این روند بازداشتها، سرکوبها و تهدیدها را محکوم مینماید و از تمامی نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر خواهان پیگیری وضعیت شهروندان ایرانی است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 | موضوع: بیانیه ها بیانیه به مناسبت روز جهانی زن
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر شماره ۵-2006 تاریخ 1۷/12/1384
زنان ایرانی امسال در حالی روز 8 مارس را به پیشواز می روند که هنوز از تبعیض، بی عدالتی و نا برابری جنسی در سطح وسیعی رنج می برند و علی رغم تلاشهای بسیاری که از سوی زنان شجاع و دلاور ایرانی علی الخصوص در نیم قرن گذشته در جهت رفع این معضلات صورت گرفت ، وجود موانع بسیار چه در سطوح فرد (خانواده) و چه کلان (دستگاه حاکمه) باعث شد که بخش اعظم این کوششها با ناکامی مواجه شوند. هر چه کمرنگ تر شدن حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی ( که روند دتیای امروز درست در جهت عکس این وضعیت به پیش می رود ) نتیجه کاملا ملموس عکس العمل های منفی و غیر منطقی در برابر خواسته های به حق و منطقی زنان فعال در عرصه جامعه مدنی است. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن اعلام حمایت از هر گونه حرکت مسالمت آمیز زنان در هر کجای جهان در جهت احقاق حق خود ، خواستار تغییر آن دسته از قوانینی است که با تو جیهات اخلاقی ، عرفی و خصوصا مذهبی به دنبال ایجاد سد در راه رسیدن به مطالباتی است که نه تنها رشد و پویایی در نیمه ای از پیکره جامعه را دچار وقفه می کند بلکه تجربه نشان داده که این محدودیتها، رسیدن به توسعه پایدار را نیز به شدت به تاخیر می اندازد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر پشتیبانی خود را از تمامی کسانیکه به دنبال دستیابی بدین خواستها می باشند اعلام می دارد: 1_ لغو اعطای حق داشتن چند همسر ( با هر توجیه ) به مردان 2_ لغو نابرابریهای حقوقی در زمینه ارث ، خون بها و غیره 3_ وضع قوانین مشخص به منظور جلو گیری از ازدواج زود هنگام دخترا ن ( زیر 18 سالگی) 4_ اعطای حق مساوی به زنان و مردان برای انعقاد ازدواج و یا انحلال آن 6_ لغو کلیه محدودیتهای بانوان و زنان ایران برای انتخاب رشته های تحصیلی و درسی خود 7_لغو کلیه محدودیتهای زن ستیزانه مربوط به حق داشتن شغل و آزادی انتخاب آن و اعطاء حقوق مساوی با مردان در ارتقاء مقام، دریافت پاداش، استفاده از وامها و دوره های آموزشی خاص 8_ اعطای حق حضور، ورود و شرکت زنان در مسابقات ورزشی و تفریحی 9_ لغو قانون سنگسار و پوشش اجباری برای زنان ایران کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر |+| نوشته شده توسط گزارشگران در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 | موضوع: بیانیه ها حمایت از تجمع اعتراضی در ژنو
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر شماره 4-2006 تاریخ 15/12/1384 به درستیکه تا یک نفر در جهان، به خاطر عقیده در بند باشد، همه ی انسانها باید خود را در بند ببینند. این بیانیه در حالی تنظیم و اعلام می گردد، که ساعت به ساعت بر کارنامه ی نقض حقوق بشر در ایران افزوده می گردد.اعدام زندانی سیاسی"حجت زمانی" نشان داد که دستگاه حاکم علی رغم ژستهای عوامفریبانه ی خود به هیچ یک از میثاقهای بین المللی پایبند نیست. روزی نیست که شاهد نباشیم، نویسنده و دانشجو و کارگر و آزادیخواهی، به جرم حق طلبی و مطالبه ی ابتدایی ترین حقوق خود، روانه بازداشتگاه و زندان و دادگاه نگردد. هنوز دستگیری وتهدید و فشار بر فعالان دانشجویی و مطبوعاتی و سندیکایی ادامه دارد و جو شدید سانسور و خفقان ایجاد شده در جامعه، حاکمان را بیش از پیش بی پروا کرده است. هنوز زندانها مملو از کسانی است که جرمشان حق طلبی و یا آزاداندیشی بوده است و بیان حقایق. توقیف بیشمار روزنامه ها و نشریات احضار و بازجویی و اعتراف گیری به شیوه های غیر انسانی؛ تشدید فضای پلیسی و اختناق در جامعه؛ آپارتاید جنسی و نادیده گرفتن حقوق زنان، آغاز موج اعدامها و تداوم شکنجه و ضرب و شتم در بازداشتگاهها و طفره روی رژیم از امضای کنوانسیون منع شکنجه؛ و دهها مورد دیگر، آیا نقض حقوق بشر نیست؟ سرکوب اقلیتهای قومی و مذهبی و تشدید ستم و افترازنی به شخصیتها و پاکسازی و اخراج اساتید و منتقدین و به اصطلاح غیر خودیها، به سخره گرفتن و نقض اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نیست؟ و بالاخره رژیمی که هر ٨ دقیقه یک مورد نقض حقوق بشر و فجایع تاریخی در کارنامه دارد، ناقض حقوق بشر نیست؟ که اگر هست، پس سکوت یعنی تأیید جنایت. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن محکومیت صریح تمام موارد نقض حقوق انسانی توسط رژیم جمهوری اسلامی، از تجمع اعتراضی فعالان حقوق بشری، همزمان با نشست سراسری کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ١٣مارس- ژنو حمایت نموده و با اعزام نماینده خود حضور فعالش در این تجمع اعلام میدارد. باشد که موضوعات اساسی این تجمع که همانا محکومیت نقض حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی و تعیین ناظر دائمی حقوق بشر، می باشد؛ مورد توجه و تصویب قرار گیرد. نماینده ی این کمیته در سیزدهم مارس – ژنو، "حمیدرضا ظریفی نیا" از اعضای کمیته می باشد. کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر http://komitegozareshgar.blogfa.com |+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 | موضوع: بیانیه ها |
|
|