تبليغاتX
كميته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of human rights reporters
نگرانی فزاینده در مورد برخورد غیرانسانی با دانشجویان بازداشت شده پلی تکنیک 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲79-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 27/3/1385

 

 

با گذشت قریب به یک ماه از بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و ادعای دادگاه انقلاب مبنی بر پایان یافتن تحقیقات، 8 دانشجوی این دانشگاه همچنان در بازداشت به سر می­برند.

در اواسط اردیبهشت ماه و در پی چاپ مطالبی در 4 نشریه دانشجویی نزدیک به انجمن اسلامی منتخب دانشجویان در این دانشگاه، نیروهای منتسب به بسیج  دانشجویی با اعتراض به آنچه توهین به مقدسات می­نامیدند، خواهان برخورد با عاملین چاپ و انتشار این مطالب شدند. مدیران مسئول نشریات مذکور نیز بلافاصله پس از اطلاع از انتشاراین مطالب،هر گونه دخالت در این مساله را رد کرده و ان را پروژه ای برای برخورد با انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک نامیدند.

با این حال وعلیرغم اظهارات دانشجویان و درخواست آنها مبنی بر برخورد با عوامل جعل لوگوی نشریات انجمن اسلامی، معاون امنیت دادستان تهران و وزارت اطلاعات به فاصله چند روز از انتشار این نشریات  برخورد با فعالین دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر را آغاز نمودند که در پی آن تاکنون 8 تن ازاعضای انجمن اسلامی منتخب این دانشگاه به نامهایاحمد قصابان ( مدیر مسئول نشریه سحر) ، مقداد خلیل پور (مدیر مسئول نشریه آتیه ) ، مجید شیخ پور ( مدیر مسئول نشریه سر خط) ، مجید توکلی ، پویان محمودیان ( مدیر مسئول نشریه ریوار)، احسان منصوری ، عباس حکیم زاده و علی صابری  بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال یافته­اند. این بازداشت­ها در شرایطی صورت می­گیرد که دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات، اساساّ صلاحیت رسیدگی به تخلفات نشریات دانشجویی را نداشته، و این مساله می بایست از سوی کمیته ناظر بر نشریات پیگیری شود.

اما نکته حائز اهمیت و نگران کننده در جریان بازداشت این 8 نفر، اظهارات قاضی پرونده بوده که پیش از آنکه جرمی ثابت شود، رأی بر محکومیت دانشجویان داده است.

مطابق ماده 10 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مطابق با قانون، اتهامات هر فرد می بایست از سوی دادگاه صالح و بی طرف رسیدگی شود، حال آنکه در پرونده دانشجویان پلی تکنیک، قاضی پرونده( حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد) نه تنها اصل بی­طرفی را رعایت نکرده بلکه با اظهاراتش مبنی بر عناد دانشجویان مذکور با نظام جمهوری اسلامی، عملکرد مغرضانه خود را در رسیدگی به این پرونده  به طور آشکار نشان داده است. حداد که پیش از این نیز ریاست شعبه 26 دادگاه انقلاب را عهده دار بوده، همچنین با بی توجهی به اصل سی و هفت قانون اساسی، اصل برائت متهم را نیز نادیده گرفته است. در حالی که مطابق با این ماده" هر فرد با هر اتهامی که بازداشت گردد، شاکی و یا دادستان می بایست با ارائه دلیل، مجرم بودن وی را ثابت نماید"  طبق این اصل هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود و متهم نیازی به اثبات بی­گناهی خود ندارد .

 

طبق بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که جمهوری اسلامی نیزآن را پذیرفته، داشتن وکیل در کلیه مراحل تحقیقات ازحقوق اولیه متهم محسوب می­شود. حال آنکه متهمان در بند امنیتی 209 نه تنها حق تماس با وکیل را ندارند بلکه از حق ارتباط با خانواده خود نیز محروم هستند.

این در شرایطی است که مطابق با « آیین نامه اجرایی نحوه اداره بازداشتگاه­های امنیتی » که تاریخ 30/8/1385 به تأیید و تصویب ریاست قوه قضائیه رسید، متهمان میتوانند در مدت بازداشت موقت خود با وکیل مدافع، بستگان درجه اول و سایر افراد مورد درخواست خود به طور حضوری و آزادانه ملاقات نمایند.

اما در بازداشتگاه  209 که تحت نظر وزارت اطلاعات اداره می­شود نه تنها موارد مذکور رعایت نمی شود، بلکه سایر موارد مندرج در قانون احترام به آزادیهای مشروع که در1 مارس 2005 به تصویب رسید نیز نادیده گرفته می شود.

از جمله این موارد میتوان به بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف فرد در حین بازجویی،اعمال شکنجه های جسمی  و روانی، پرسش در مورد مسائل شخصی و خصوصی فرد در جهت تحت فشار گذاردن وی، نگهداری در سلول انفرادی، بلاتکلیف گذاردن متهم به مدت طولانی، عدم دسترسی به هوای آزاد و .. اشاره کرد. چنانکه اخبار، حاکی از ضرب و شتم و نگهداری دانشجویان بازداشت شده در سلول­های انفرادی است و گزارش­های رسیده از تحت فشار قرار دادن آنان جهت پذیرش اتهامات وارده حکایت دارد.

 

بند 3 ماده 9 میثاق مقرر میدارد « شخص بازداشت شده، باید بدون تاخیر غیر منطقی محاکمه و یا آزاد شود و چنانچه دادگاه به دلایلی تشکیل نشود فرد بازداشت شده حق دارد با تامین قرار مناسب آزاد شود» همچنین فرد بازداشت شده  پس از دستگیری حق دارد بی­درنگ اعضای خانواده خویش را از دستگیری و بازداشت و محل بازداشت یا زندان خود آگاه سازد، در حالی که خانواده های دانشجویان بازداشت شده در پی مراجعات مکرر خود به دادگاه انقلاب با پاسخ غیرشفاف مسئولان مواجه شده­اند.

 

ماموران در حین بازداشت احسان منصوری اقدام به ضرب و شتم وی نموده اند که منجر به شکستگی کتف وی شده است؛ عباس حکیم زاده دیگر دانشجوی بازداشتی دارای شرایط حاد جسمانی است و به گفته پزشکان معالج هرگونه ضربه و یا نگهداری طولانی مدت وی در یک مکان کوچک، منجر به وخیم­ترشدن وضعیت سلامتی او خواهد شد. این در حالی است که در طی روزهای گذشته منابع خبری در زندان از انتقال فردی به نام " عباس" از بند 209 به بیمارستان طالقانی خبر داده اند. مسئولان بهداری اعلام کرده­اند که وی در حین انتقال به زندان خود را از ماشین به بیرون پرتاب کرده است.

در طی هفته های گذشته همچنین 40 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از سوی کمیته های انضباطی احکامی چون محرومیت از تحصیل، منع ورود به دانشگاه و محرومیت از تسهیلات رفاهی دریافت کرده­اند.

 

با توجه به موارد گفته شده و روند غیرقانونی پیگیری پرونده این دانشجویان از سوی معاون دادستان تهران، که پیش از این نیز درصدور احکام سنگین علیه دانشجویان و فعالان سیاسی نقش پررنگی را ایفا نموده، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نگرانی عمیق خود را نسبت به اعمال رفتار غیر قانونی در مورد دانشجویان بازداشت شده در بند 209 وزرت اطلاعات اعلام داشته، و هشدار می دهد در صورت عدم توجه جدی نهادهای حقوق بشری نسبت به دور جدید بازداشت و سرکوب فعالان دانشجویی، در روزهای آینده شاهد برخوردهای گسترده تری با سایر فعالان جامعه مدنی خواهیم بود.

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 | موضوع: بیانیه ها
به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد 

توضیح : همزمان با تجمع نهادهای مدافع حقوق بشر در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران به مناسبت نشست شورای حقوق بشر، بیانیه زیر از سوی کمیته به این شورا ارسال شد که در آن به موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته شده است

.

 Student committe of

human rights reporters

 

مقدمه

آزادي و برابري دو ارزش و دو آرزويي هستند که انسان در طول  حياتش بر روي  کره خاکي ، همواره در جستجوي آنها بوده است. آزادي گوهر عظيمي است که نه تنها آزادي از اختناق سياسي ، که آزادي از مناسبات ناهنجار اجتماعي ،  آزادي از اجبار و انقياد اقتصادي ، آزادي از اسارت فکري ، آزادي از سنتهاي ارتجاعي و آزادي در شکوفايي استعدادهای بشري را نيز شامل مي شود. برابري نيز آرماني است که به دايره تنگ برابري در برابر قانون محدود نمي شود و تا فراسوي برابري در برخورداري از همه امکانات مادي و معنوي جامعه ، برابري در حرمت و کرامت انساني، برابري جنسيتی، قومي و نژادي گسترش مي يابد.

تحقق حقوق بشر ، ارتباط وثيقي با اصلاح مناسبات سياسي دارد چرا که در طول تاريخ اين حکومتها بوده اند که پیوسته و به طرق مختلف بزرگترين ناقضان حقوق بشر بوده اند. اما بایستی پذیرفت که دفاع از حقوق بشر فرايندي است همه جانبه که در تمام شئون جامعه جريان دارد.

شهروندان ايراني داخل کشور که قربانيان مستقيم نقض حقوق بشرند و البته مهمترين عامل مبارزه در جهت تحقق آن ، بدون ترديد همراهي و نقش پررنگ ايرانيان خارج کشور را ارج مي نهند و از مساعي نهادهاي مستقل بين المللي فعال در زمينه حقوق بشر قدرداني مي نمايند.

کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر ، به عنوان نهادي مستقل و با تاکيد مجدد بر عدم وابستگي سياسي به جريانها و گروههاي موجود ، خلاصه اي از وضعيت فعلي حقوق بشر را در ايران بيان نموده و از کليه گروهها و نهادهای حامی حقوق بشر انتظار دارد تا در جهت بهبود این مهم گام بردارند.

وضعيت حقوق بشر در ايران امروز از جهات متعددي نگران کننده است :

 

1  زندانيان سياسي و عقيدتي :

جرم سياسي در ايران تعريف نشده است. در نتیجه حکومت از برگزاري دادگاه علني با حضور هيات منصفه که مورد تصريح و تاکيد اعلاميه ها و ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر است ، استنکاف مي نمايد. از اين گذشته در برخورد با مخالفين سياسي ، شرايط نابسامان دوران تحقيقات مقدماتي که معمولا با دخالت نهادهاي نظامي و بعضا نهادهاي امنیتی غيررسمي همراه است ، نقض آشکار حقوق شهروندي است. وجود بازداشتگاه ها و زندانهاي غير رسمي که امکان نظارت بر آنها فراهم نيست ، شيوع زندان انفرادي و برخورد فيزيکي با دستگير شدگان سياسي و عقيدتي ، از ديگر مصاديق نقض حقوق بشر است. اعمال انواع فشارهاي رواني ، روحي و جسمي در مرحله تحقيقات و پس از آن ، تهديد و ارعاب خانواده و نزديکان مخالفين دستگير شده ، عدم وجود شرايط دادرسي عادلانه يعني حضور وکيل ، علني بودن دادگاه ، حضور هيات منصفه ، امکان دفاع موثر، صدور احکام ناعادلانه و نامتناسب ، شرايط دشوار زندان از قبيل انواع معضلات امنيتي ، بهداشتي ،  درماني ، عدم تفکيک زندانيان سياسي و کيفري فشارهای روحی و فیزیکی و بسياري مسائل از اين دست ، نقض آشکار حقوق فعالين سياسي و کل جامعه است. گذشته از آن حذف مخالفين سياسي خواه بصورت اعدام، تبعید و حبس خانگی و خواه به طرق ديگر از قبيل ضرب و شتم و يا سلب امکانات درماني، از مصاديق بارز نقض حقوق بشر است.

 

2 – دانشجويان و دانشگاهيان :

برخورد قضايي نامتعارف با فعاليتهاي صنفي و سياسي دانشجويان و تعقيب و بازداشت خلاف قانون آنان امری متداول در جامعه دانشگاهی ايران است. سلب حق اساسي آموزش از طريق ممانعت از تحصيل دانشجويان فعال در قالب احکام کميته هاي انضباطي دائر بر اخراج ، تعليق ، اخطار ، سلب امکانات رفاهي و منع حقوق متعارف آموزشي، از يک سو و از سوي ديگر با جلوگيري از تحصيل دانشجويان فعال در مقاطع بالاتر تحصيلي از جمله تضييقات موجود براي دانشجويان است. دخالت نهادهاي نظامي ، شبه نظامي و امنيتي در امور داخلي دانشگاه از طريق حراست و برخي تشکلها و نهادها که منجر به محدوديتهاي بسيار براي فعاليتهاي دانشجويي در قالب تشکلها، گروهها و نشريات دانشجويي مي شود ، از ديگر مصاديق نقض حقوق بشر است. اعمال محدوديت در پوشش بخصوص براي دختران، ايجاد محدوديت در مورد عبور و مرور ساکنين خوابگاهها و بطور کلي دخالت در حيطه شخصي دانشجويان ، معضلي آشنا براي دانشجويان ايران است.

در حوزه آموزش نيز ممانعت از تدريس اساتيد مستقل و منتقد ، در قالب بازنشستگي اجباري يا اخراج . انتصاب حکومتي و تحميل روساي دانشگاهها بر هياتهاي علمي ، اعمال نظر جهت دار حکومت و نهادهاي حکومتي بر متون درسي و آموزشي به منظور باز توليد انديشه ايدئولوژي مشروعيت بخش حکومت ، سلب آزادي دانشجويان و دانشگاهيان درانجام تحقيقات و انتخاب موضوع پايان نامه ها نقض حقوق آموزشی ايرانيان است.

علاوه بر آن برخورد قضايي ، تعقيب و بازداشت اساتيد برجسته داخلي و بين المللي به دليل ارائه نظرات کارشناسانه در محيط دانشگاه يا انجام تحقيقات علمي مشترک با نهادهاي بين المللي از ديگر مصاديق نقض حقوق دانشگاهيان است.

 

3 –  دگرانديشان و روشنفکران:

در فضاي روشنفکري ايران محدوديتهاي بسياري در برابر دگر انديشان و روشنفکران موجود است. اين محدوديتها از يک سو نقض حقوق روشنفکران است و از سوي ديگر سلب حقوق شهروندان . تسلط انحصاري حکومت بر رسانه هاي جمعي به منظور تاثير بر فضاي فرهنگي جامعه و جلوگيري از تکثر و تضارب آرا، زمينه را براي بروز آرای روشنفکران بشدت محدود مي نمايد. علاوه بر آن تحديد آزادي مطبوعات ، گستردگي سانسور و مميزي در زمينه نشر، محدوديتهاي بسيار براي فعاليتهاي هنري، تهديد و ارعاب روشنفکران که خود سانسوري را به همراه دارد و جلوگيري از انتشار آثار نويسندگان و روشنفکران منتقد، پيش از آنکه نقض حقوق شهروندان باشد، سلب آزادي و نقض حقوق اساسي روشنفکران جامعه است.

 

4 – کارگران:

شرايط دشوار کار کارگران اعم از دستمزد پائين و محروميت از امکانات رفاهي ، محروميت از امکانات بهداشتي ، محروميت از آموزش متناسب، وجود قوانين نامناسب و عدم حمايت از کارگران در قانون کار از جمله معضلاتي است که کارگران ايران با آن دست به گريبانند. محروميت از تامين اجتماعي متناسب و عدم امنيت شغلي موثر، مخصوصا براي کارگاههاي کوچک از ديگر مشکلات کارگران است.

محروميت کارگران از تشکيل تشکلهاي مستقل کارگري که نماينده واقعي آنان در برابر حکومت و کارفرما در داخل کشور و در نهادهاي بين المللي کارگران باشد ، از ديگر مصاديق نقض حقوق انساني کارگران است.

علاوه بر آن برخوردهاي شديد قضايي و امنيتي با کارگران به دليل فعاليتهاي صنفي ، در قالب تشکيل اتحاديه ، اعتراض و اعتصاب ، عاملي مهم در عدم دستيابي کارگران به حقوق ابتدايي آنان است.

 

5 – زنان:

نقض حقوق زنان در ايران ابعاد مختلفي دارد . از يک سو بايد تبعيضهاي موجود در قوانين در موارد متعدد از قبيل ارث ، ديه ، حق طلاق ، حق حضانت فرزند ، سن قانوني و همچنين انواع محدوديتها و تبعيضها در خصوص فعاليتهاي سياسي و تصدي پستهاي سياسي يا قضايي ، تبعيض در بهره­مندي اقتصادي و نابرابري در تخصيص امکانات اجتماعي ، محدوديت در نوع پوشش و... اشاره نمود.

از سوي ديگر بايد تبعيضهايي را بر شمرد که حاصل عدم تحول فرهنگي جامعه است . ناگفته پيداست اين عدم تحول فرهنگي مستقيما با عملکرد دولت ديني و آموزه هاي مورد قبول آن در زمينه فرهنگ و مناسبات اجتماعي ، ارتباط دارد.

علاوه بر آن برخورد قهرآميز با حرکتهاي مسالمت آميز اجتماعي زنان و تعقيب ، بازداشت و صدور احکام سنگين و ناعادلانه زندان براي فعالين حقوق زنان از مصاديق ديگر نقض حقوق بشر است.

 

6 – کودکان:

وضعيت اسفبار و شرايط ضد انساني کودکان کار و خيابان ، محروميت عميق آنان از آموزش، تحصيل، تفريح و بهداشت جسمي و رواني و استنکاف حکومت از حل ريشه اين معضلات، نقض آشکار حقوق کودکان است.

در حوزه قضايي صدور احکام نامتناسب براي کودکان ، عدم رعايت سن قانوني 18 سال در موارد متعدد در قوانين و احکام قضايي ، وجود فوانين غير انساني در رابطه با قتل فرزند و عدم وجود قوانين موثر براي جلوگيري از کودک آزاري ، زمينه ساز نقض حقوق کودکان است.

از سوي ديگر حق انتخاب دين کودکان که مطابق کنوانسيون حقوق کودک رسميت يافته است، عملاً در ايران نقض مي شود. بنابر قوانين موجود کودکان حاصل از ازدواج غير رسمي  با تبعيضهاي متعدد در بسياري ابعاد اجتماعي مواجهند.

 

7 –حقوق و آزاديهاي اجتماعي :

نقصان امکانات اجتماعي متناسب که مستقيما با نحوه اداره جامعه مرتبط است ، معضلي است که در بسياري زمينه ها وجود دارد. وضعيت اسفبار ادارات دولتي ، دادگستري ها ، نيروهاي انتظامي ، شهرداريها و کليه خدماتي که حکومت موظف به ارائه آنست ، زندگي روزمره شهروندان ايراني را مختل نموده است. اين مشکلات بقدري گسترده است که عملا بر شمردن آنها امکان پذير نيست.

دخالت حکومت در حوزه خصوصي شهروندان از يک سو و سلب آزاديهاي اجتماعي آنان از سوي ديگر نقض آشکار حقوق بشر در ايران است.

سلب آزادي عقيده و ابراز آن سالهاست که در ايران جريان دارد. در کنار آن ايجاد رعب و وحشت در جامعه به منظور برخورد با اعتراضات ، سرکوب خشونت آميز تجمعات مسالمت آميز ، سلب حقوق ابتدايي ايرانيان است.

نقض حق ايجاد آزادانه تشکلها از يک سو و اجبار و الزام مستقيم و غير مستقيم به شرکت در تشکلها و تجمعات دولتي از سوي ديگر سلب حقوق اجتماعي بشر است.

سلب سيستماتيک  آزادي انتخاب کردن و انتخاب شدن در تقريبا کليه مواردي که مطابق قوانين به شهروندان امکان انتخاب داده شده است و سلب حق نظارت و انتخاب در ساير موارد از ديگر مصاديق آشکار نقض حقوق و آزاديهاي سياسي شهروندان است.

انواع برخوردها و مجازات هاي غير انساني از ضرب و شتم و توهين تا اعدام و نیز صدور احکام مغایر با اصول اولیه حقوق بشر از قبیل سنگسار، قطع عضو و شلاق و اجرای احکام در برابر انظار عمومي، نه تنها سلب حقوق ابتدايي متهمان که سلب امنيت رواني شهروندان است.

 

 

8 – اقليتهاي ديني :

قانون اساسي ايران تنها اديان خاصی را به رسميت می­شناسد و بقيه اديان و مذاهب در ايران غیرقانونی تلقی مي شوند. پيروان اديان غير از اسلام حق رسيدن به رياست جمهوري، وكالت مجلس، و رسيدن به جايگاه هاي بالاي مديريتي را ندارند. (تنها اديان آسماني حق فرستادن يك نماينده به مجلس را دارند و خارج از آن حق كانديداتوري ندارند) جان بسياري از پيروان فرق ديني در ايران در خطر است و حكومت نيز در اين خصوص اهمال بسيار اعمال مي‌كند. مصادره اموال اهل كتابي كه يكي از بستگان وي مسلمان شده باشد به نفع فرد مسلمان از ديگر موارد نقض حقوق اقليت هاي ديني در ايران است. همچنين پيروان اديان غير از  اسلام در ايران  از  تحصيل بعضي رشته هاي دانشگاهي  منع مي‌شوند. نمونه ملموس و نگران­کننده در این مورد پیروان آیین بهائی است که ار تحصیل در کلیه رشته­های دانشگاهی و بسیاری از حقوق اجتماعی محرومند.

 

9 – اقلیت های قومي:

در ايران اقوام با وجود گستردگي، از ابتدايي­ترين حق خود يعني آموزش به زبان مادري در مدارس محرومند و فرهنگ و هويت تاريخي اين اقوام با اضمحلال زبان مادري­شان رو به فراموشي مي‌رود. در ايران  و در بسياري از استان هاي ايران  اداره و مديريت شهري بر عهده افراد غيربومي است؛ در استانهايي چون سيستان و بلوچستان و كردستان كه اكثريت را اهل سنت شامل مي‌شوند مديريت شهري بر عهده نمايندگاني خارج از اين استانها است و آنها از بسياري از حقوق اولیه شهروندي خود بدورند.  بسيار شاهديم كه با وجود ثروت هاي موجود در يك منطقه استاني ساکنین آن در فقر و تبعيض اقتصادي بسر مي برند . در سالهاي اخير تمامي جريان هاي معترض قومي توسط حكومت بدون آنكه به خواسته­های آن­ها ترتيب اثر داده شود سركوب شده­اند.

 

10– دگرباشان جنسي:

حقوق دگرباشان جنسی در ایران برسمیت شناخته نمی­شود. یک دگرباش جنسی از داشتن هرگونه آزادی در روابط و پوشش شخصی محروم است.  قانون عادلانه در رابطه با دگرباشان در اکثر موارد سکوت نموده و برای متقاضیان تغییر جنسیت نیز قوانین دشوار و تبعیض­آمیز وجود دارد.

صدور احکام غیرانسانی و عدم واکنش نسبت به خشونت سازمان یافته علیه دگرباشان جنسی از دگر موارد نقض حقوق این افراد است.

 

11 – محيط زيست:

سوء مدیریت و کوتاهی در رسیدگی به منابع طبیعی، محیط زیست ایران را در معرض نابودی قرار داده است. تخریب سیستماتیک مراتع و منابع طبیعی و نیز کارشکنی و بی­توجهی در جلوگیری از تخریب آن از مشکلات حاد زیست محیطی در ایران است. فقدان راهکار مؤثر جهت کاهش آلودگی هوا و الودگی صوتی، عدم حفاظت از گونه­های گیاهی و جانوری، به نحوی که بسیاری ازین گونه­ها منقرض شده یا در معرض انقراض قرار دارند، از دیگر معضلات محیط زیست ایران است.

 

12-  میراث فرهنگی:

میراث فرهنگی به مثابه شناسنامه و هویت تاریخی یک ملت نشان از تمدن و ریشه­های فرهنگی هر جامعه داشته و نیاز به توجه خاص دارد.

مدیریت غیرکارشناسی سرمایه­های فرهنگی در حفظ، نگهداری و مرمت این آثار و بی­توجهی نسبت به تخریب و سرقت آثار باستانی و عدم برخورد مؤثر با آن از مشکلات جدی در این زمینه است.

 

مؤخره

با توجه به آنچه مختصرا بيان گرديد و با توجه به نقش محوري حکومت ايران در کليه مواردي که بر شمرده شد و با توجه به اينکه حقوق بشر مقوله ايست جهاني ، اقدامي همه­جانبه جهت بهبود وضعیت حقوق بشر در ايران لازمست. از همين روست که کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر همراهي و همياري نهادهاي بين المللي را در اين را قدر مي نهد و مصرانه خواستار از سرگيري مجدد نظارت خاص و مستقيم شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد بر وضعيت حقوق بشر در ايران و محکوميت بين المللي ناقضان اين حقوق است.

در انتها ذکر چند نکته ضروري است:

 

1 – کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر، در راستاي ايفاي نقشي که بر عهده دارد لازم مي داند نگراني عمیق خود را نسبت به برقراري هرگونه تحريمي که مستقيم يا غير مستقيم تهديدکننده شهروندان ايراني و حقوق آنان در کليه زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعي سياسي، فرهنگي، علمي،  بهداشتي و درماني است ابراز نمايد. در اين ترديدي نيست که ابزار مبارزه با نقض حقوق بشر بايد متناسب با اهداف آن به عنوان ارزشهايي انساني و جهاني باشد. این کمیته نسبت به تکرار فاجعه انساني دهه 1990 عراق در ايران هشدار مي دهد.

2 – کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر جنگ را نقض آشکار حقوق بشر مي داند و در اين راستا هرگونه تهديد نظامي را مردود می­داند.

3 – تاثير و نفوذ فعاليت نهادهاي بين المللي حقوق بشر در گرو بيطرفانه بودن تصميمات و قطعنامه هاي آنان است. به همين روي کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر همانطور که خواهان محکوميت ناقضان حقوق بشر در ايران است ، انتظار دارد نهادهاي بين المللي نسبت به نقض حقوق ابتدايي مردم ساير نقاط جهان سکوت نکرده و وظيفه انساني خويش را در اين رابطه ايفا نمايند.

بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران و جهان آرزويي است که با تلاش مستمر همگان بي ترديد تحقق خواهد يافت.

 

کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

  

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 | موضوع: بیانیه ها
اشد مجازات برای آیت الله بروجردی 

 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲78-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 22/3/1385

 

 

آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی  که در مهرماه سال گذشته در پی بروز تجمع و درگیری هوادارانش با مامورین امنیتی، بازداشت و به بند 209 انتقال یافته بود، پس از انتقال به بند عمومی زندان اوین در شرایط نامناسبی به سر می برد. به گفته منابع خبری، آیت الله بروجردی که در پی فشارهای جسمی و روحی در بند 209 دچار اختلالات روانی گردیده است، چندی پیش از سوی تیمی از پزشکان مورد معاینه قرار گرفت.

گفته میشود، جلسه رسیدگی به اتهامات وی و تعدادی از همراهانش روز یکشنبه در دادگاه ویژه روحانیت تهران برگزار شده است، با این حال تاکنون اطلاع موثقی از نحوه برگزاری دادگاه در دست نیست.

وزارت اطلاعات پیش‌تر وی را تهدید کرده که به اشد مجازات محکوم خواهد شد.

از جمله موارد اتهامی ایشان میتوان به "محاربه و اقدام عليه امنيت ملي، برگزاري سخنراني و تحريك افكار عمومي عليه نظام، ، سوء استفاده از لباس روحانيت، استفاده از سلاح سرد در روياروئي با مامورين قضائي و نيروهاي انتظامي و .. " اشاره کرد.

هم‌اکنون تعدادی از همراهان آیت الله که همزمان با وی بازداشت شده بودند، در زندان اوین نگهداری می‌شوند. اسامی تعدادی از آنان به شرح زیر است:

1.مسعود سماواتي

2.احمد كريميان

3.علي رضا منتظر صاحب

4.مجيد الستي

5.علي شهرابي

6.حبيب قوتي

 

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 | موضوع: اطلاعیه ها
شرایط نامناسب امیر ساران در زندان رجایی شهر 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲77-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 20/3/1385

 

امیرساران زندانی سیاسی که هم‌اکنون در زندان رجایی‌شهر کرج به سر می‌برد، با وجود شرایط نامناسب جسمانی امکان استفاده از مرخصی را بدست نیاورده است.

الهه نازجو همسر امیر ساران ضمن اعلام این مطلب افزود که " پیگیری‌های مکرر وی به دادگاه انقلاب برای گرفتن مرخصی تاکنون بی نتیجه بوده است، وزارت اطلاعات به وی اعلام کرده در صورت اعتراف همسرش مبنی بر انزجار از تشکلها و گروهک‌های مخالف نظام، وی را آزاد خواهند کرد.

امیرساران در خرداد ماه سال 82 بازداشت و سپس از سوی دادگاه انقلاب به 8 سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام وی تشکیل گروه غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده بود. وی در طی این مدت تنها یک‌بار به مرخصی آمده است، که پس از اتمام دوران مرخصی اش، از سوی ماموران در منزلش بازداشت و به زندان بازگردانده شد. ساران که پیش از این از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به 8 سال حبس تعلیقی به اتهاماتی چون شرکت در تجمعات غیر قانونی، توهین به رهبری و .. محکوم گشته بود، پس از بازداشت در سال 83، با حکم قاضی حکم تعلیقی وی نیز به اجرا گذارده شد. که با احتساب آن، میبایست به مدت 16 سال در زندان تحمل حبس نماید.

در حالی که مطابق با قانون متهم حق دارد در مورد ازدواج، فوت بستگان درجه یک و یا حوادثی که مرخصی را ایجاب نماید، با تودیع تأمین مناسب از مرخصی بهره‌مند شود،اما امیر ساران حتی جهت حضوردرمراسم ازدواج دخترش نیز نتوانست از مرخصی برخوردار شود.

این زندانی سیاسی در حالی در زندان رجایی‌شهر نگهداری می‌شود که با وجود اعتراضات متعدد نهادهای حقوق‌بشری و زندانیان سیاسی، مبنی بر رعایت اصل تفکیک جرایم در این زندان تاکنون هیچ‌گونه اقدامی در مورد جداسازی زندانیان سیاسی از افراد مجرم صورت نگرفته است. این درحالی است که چندی پیش نیز در پی انتقال افراد باعنوان "اراذل و اوباش"به این زندان، دستگاه قضایی بار دیگر تأکید کرد که زندان رجایی‌‌شهر محل نگهداری مجرمین خطرناک است.

درطی سال‌های گذشته بسیاری از زندانیان سیاسی در جهت اعمال فشار بیشتر به این زندان تبعید شده و تحمل حبس کرده‌اند.

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 

 

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در یکشنبه بیستم خرداد 1386 | موضوع: اطلاعیه ها
انتقال سعید متین پور و جلیل غنی لو به تهران 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲76-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 18/3/1385

 

سعید متین پور و جلیل غنی‌لو که در جریان اعتراضات در استان‌های آذری زبان در زنجان بازداشت شده بودند، به تهران انتقال یافته‌اند اما محل نگهداری آنان هنوز نامعلوم است.

انتقال این دو فعال هویت‌طلب ترک به تهران درشرایطی صورت می‌گیرد که دادستانی زنجان و اداره اطلاعات این شهر مدعی‌اند هیچ‌گونه دخالتی در پرونده‌ی آن‌ها نداشته و بازداشت به نیابت ازدادگاه انقلاب تهران صورت گرفته است.

متین پور در 4 خرداد ماه، توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و از آن زمان تاکنون هیچ‌گونه ملاقاتی با خانواده‌اش نداشته است. به گفته همسر وی، دادستانی استان زنجان از بازداشت او اظهار بی اطلاعی کرده و از اعلام اتهامات ایشان امتناع می‌کند.

جلیل غنی‌لو نیز در تاریخ6 خرداد ماه در منزلش بازداشت شد و تاکنون اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست. برادر وی پیش از این در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود" جلیل غنی لو به دلیل بازداشتش در روز جهانی زبان مادری در زنجان در دوم اسفند ۸۵ وشکنجه جسمی وروحی در جریان بازجویی‌ها در بند ۲۰۹ زندان اوین ، وضعیت روحی مساعدی ندارد"   

سعید متین پور و جلیل غنی‌لو پیش از این نیز در جریان اعتراضات روز جهانی زبان مادری بازداشت شده و چندین روز در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین نگهداری شدند.

 

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 

 

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در جمعه هجدهم خرداد 1386 | موضوع: اطلاعیه ها
احضار یک دانشجو به دادگاه 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲75-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 14/3/1385

 

مهدی طاهری دانشجوی دانشگاه اراک، طی احضاریه ای کتبی به  شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی راسخ احضار شد. طاهری پیش از این در اسفند ماه 83 به اتهام" اقدام علیه امنیت ملی" بازداشت و به مدت دو هفته در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین به سر برده بود.

وی هم اکنون  پس از گذشت بیش از 27 ماه، مجددا به دلایلی نامعلوم به دادگاه احضار گشته است.

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 

 

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 | موضوع: اطلاعیه ها
خالد حردانی اعدام می شود 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲7۴-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 12/3/1385

 

شعبه 6 اجرای احکام دادگاه انقلاب، حکم اعدام خالد حردانی را امروز رسما به وی ابلاغ کرد. بر اساس این حکم، زمان اجرای حکم اعدام روز 13 تیرماه مقررشده است.

خالد حردانی به اتهام هواپیماربایی در آبان ماه 1379دستگیر و از سوی دادگاه به اشد مجازات(اعدام) محکوم شد.

پیش از این قرار بود در تاریخ 30 دی ماه 1383 حکم وی و دو تن دیگر از متهمان این پرونده به نامهای فرهنگ و شهرام پورمنصوری اجرا شود که به دستور مستقیم رئیس قوه قضائیه اجرای این حکم متوقف شد.
با این حال با گذشت 7 سال از زمان دستگیری، اکنون بار دیگر پرونده ی این سه متهم مورد رسیدگی قرار گرفته است.این درحالی است که چندی پیش قوه قضائیه با وعده عفو وبخشودگی، به این سه متهم نوید آزادی را داده بود.

خالد حردانی هم اکنون به همراه شهرام و فرهنگ پورمنصوری ، در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر با غیرانسانی دانستن حکم اعدام، خواهان توقف اجرای این حکم بوده و تمامی سازمان‌های حقوق بشر را در این راستا به یاری می‌طلبد.

 

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com

 

 

 

|+| نوشته شده توسط گزارشگران در شنبه دوازدهم خرداد 1386 | موضوع: اطلاعیه ها
اعتصاب غذای ناصر خیراللهی در زندان رجایی شهر 

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 Student committe of

human rights reporters

شماره۲7۳-۲۰۰۷ 

  تاریخ: 12/3/1385

 

ناصرخیراللهی زندانی سیاسی که هم‌اکنون در زندان رجایی‌شهر به سرمی‌برد، چهارشنبه شب در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت پرونده‌اش و انتقال غیرقانونی خود از زندان اصفهان به زندان رجایی‌شهر دست به اعتصاب غذا زد.

ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی‌شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که دی ماه گذشته بار دیگر به زندان رجایی‌شهر بازگردانده شد.

خیراللهی درحالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر می‌گذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمی‌برد.

لازم به تذکر است که در طی یک سال گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته‌اند.

نگهداری زندانیان سیاسی در زندان رجایی‌شهر در شرایطی صورت می‌گیرد، که چندی پیش مسئولان دستگاه قضایی با انتقال افراد با عنوان" اراذل و اوباش" به این زندان، زندان رجایی‌شهر را در رده‌بندی سازمان زندا‌ن‌‌ها محل نگهداری مجرمین خطرناک عنوان نمودند.

در طی سالهای اخیر این چندمین بار است که زندانیان سیاسی در این زندان به دلیل عدم تفکیک جرایم دست به اعتصاب غذا زده‌اند. لازم به یادآوری است خیراللهی چندی پیش نیز پس از انتقال به زندان رجایی‌شهر دست به اعتصاب غذا زده بود.

Komite.gozareshgar@gmail.com

http://komitegozareshgar.blogfa.com